petites

[ایالات متحده]/pə'tiːt/
[بریتانیا]/pəˈtit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوچک و باریک، به ویژه زمانی که به فرم یک زن اشاره می‌شود
n. اندازه کوچک در اندازه‌گیری‌های لباس زنانه

جملات نمونه

she was petite and vivacious.

او کوچک قد و پرجنب‌وجوش بود.

it is available in petite sizes.

در اندازه‌های کوچک در دسترس است.

what is wrong, petite?.

چه اشکالی وجود دارد، کوچک قد؟

she was dark, petite, and soignée.

او تیره پوست، کوچک قد و باکلاس بود.

During the course of cultivation, conglobate and petite colonies like dew point on solid medium with 1% nutrient agar could be obwerved.

در طول دوره کشت، کلونی های کنگلوبرات و کوچک مانند نقطه شبنم بر روی محیط کشت جامد با آگار مغذی 1٪ قابل مشاهده بود.

Skirts and Dresses, Ceremonial Dress, Women Wear, Dresses, formal Wear / Special Ocasion, Petites (Women's

دامن و لباس، لباس آیینی، پوشاک زن، لباس، لباس رسمی / مناسبت خاص، سایز کوچک (زنانه)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید