crazy crackpots
مشتی افراد دیوانه
notorious crackpots
مشتی افراد بدنام
eccentric crackpots
مشتی افراد عجیب و غریب
local crackpots
مشتی افراد محلی
famous crackpots
مشتی افراد مشهور
financial crackpots
مشتی افراد مالی
political crackpots
مشتی افراد سیاسی
scientific crackpots
مشتی افراد علمی
internet crackpots
مشتی افراد اینترنتی
self-proclaimed crackpots
مشتی افرادی که خود را معرفی میکنند
some people think that scientists are just a bunch of crackpots.
بعضی از مردم فکر میکنند که دانشمندان فقط یک مشت خرافهپرست هستند.
he dismissed the crackpots who claimed to have invented a perpetual motion machine.
او خرافهپرستانی را که ادعا میکردند یک ماشین حرکت دائمی اختراع کردهاند، کنار گذاشت.
in every community, there are always a few crackpots with wild ideas.
در هر جامعه، همیشه چند خرافهپرست با ایدههای عجیب و غریب وجود دارند.
she enjoys reading about the theories of various crackpots throughout history.
او از خواندن درباره نظریات خرافهپرستان مختلف در طول تاریخ لذت میبرد.
the documentary featured interviews with several crackpots and their unconventional beliefs.
مستند شامل مصاحتی با چندین خرافهپرست و باورهای غیرمتعارف آنها بود.
despite being labeled as crackpots, some inventors have made significant contributions.
با وجود اینکه به عنوان خرافهپرست برچسبگذاری شدهاند، برخی از مخترعین دستاوردهای مهمی داشتهاند.
many crackpots claim to have found the secret to eternal youth.
بسیاری از خرافهپرستان ادعا میکنند که راز جاودانگی را کشف کردهاند.
his friends warned him not to listen to the crackpots online.
دوستانش به او هشدار دادند که به خرافهپرستان آنلاین گوش ندهد.
crackpots often gather at conventions to share their bizarre theories.
خرافهپرستان اغلب در کنفرانسها گرد هم میآیند تا نظریات عجیب و غریب خود را به اشتراک بگذارند.
the book is filled with stories about famous crackpots and their inventions.
این کتاب مملو از داستانهایی درباره خرافهپرستان مشهور و اختراعات آنها است.
crazy crackpots
مشتی افراد دیوانه
notorious crackpots
مشتی افراد بدنام
eccentric crackpots
مشتی افراد عجیب و غریب
local crackpots
مشتی افراد محلی
famous crackpots
مشتی افراد مشهور
financial crackpots
مشتی افراد مالی
political crackpots
مشتی افراد سیاسی
scientific crackpots
مشتی افراد علمی
internet crackpots
مشتی افراد اینترنتی
self-proclaimed crackpots
مشتی افرادی که خود را معرفی میکنند
some people think that scientists are just a bunch of crackpots.
بعضی از مردم فکر میکنند که دانشمندان فقط یک مشت خرافهپرست هستند.
he dismissed the crackpots who claimed to have invented a perpetual motion machine.
او خرافهپرستانی را که ادعا میکردند یک ماشین حرکت دائمی اختراع کردهاند، کنار گذاشت.
in every community, there are always a few crackpots with wild ideas.
در هر جامعه، همیشه چند خرافهپرست با ایدههای عجیب و غریب وجود دارند.
she enjoys reading about the theories of various crackpots throughout history.
او از خواندن درباره نظریات خرافهپرستان مختلف در طول تاریخ لذت میبرد.
the documentary featured interviews with several crackpots and their unconventional beliefs.
مستند شامل مصاحتی با چندین خرافهپرست و باورهای غیرمتعارف آنها بود.
despite being labeled as crackpots, some inventors have made significant contributions.
با وجود اینکه به عنوان خرافهپرست برچسبگذاری شدهاند، برخی از مخترعین دستاوردهای مهمی داشتهاند.
many crackpots claim to have found the secret to eternal youth.
بسیاری از خرافهپرستان ادعا میکنند که راز جاودانگی را کشف کردهاند.
his friends warned him not to listen to the crackpots online.
دوستانش به او هشدار دادند که به خرافهپرستان آنلاین گوش ندهد.
crackpots often gather at conventions to share their bizarre theories.
خرافهپرستان اغلب در کنفرانسها گرد هم میآیند تا نظریات عجیب و غریب خود را به اشتراک بگذارند.
the book is filled with stories about famous crackpots and their inventions.
این کتاب مملو از داستانهایی درباره خرافهپرستان مشهور و اختراعات آنها است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید