kooks

[ایالات متحده]/kuːks/
[بریتانیا]/kuːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به عنوان عجیب یا دیوانه در نظر گرفته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

crazy kooks

دیوانگان عجیب

funny kooks

خنده‌دارها

artistic kooks

هنرمندان عجیب

quirky kooks

عجیب و غریب

wild kooks

وحشی

eccentric kooks

عجیب و غریب

cool kooks

باحال

weird kooks

عجیب

happy kooks

شاد

mysterious kooks

معماگونه

جملات نمونه

some kooks believe in conspiracy theories.

برخی از افراد عجیب و غریب معتقدند به تئوری های توطئه.

he always hangs out with a bunch of kooks.

او همیشه با گروهی از افراد عجیب و غریب وقت می گذراند.

those kooks have their own unique style.

آن افراد عجیب و غریب سبک منحصر به فرد خود را دارند.

she thinks all kooks are harmless.

او فکر می کند همه افراد عجیب و غریب بی ضرر هستند.

there are kooks everywhere in the art community.

افراد عجیب و غریب در همه جا در جامعه هنری وجود دارند.

many kooks enjoy discussing unusual topics.

بسیاری از افراد عجیب و غریب از بحث در مورد موضوعات غیرمعمول لذت می برند.

people often label him as a kook.

افراد اغلب او را به عنوان یک فرد عجیب و غریب برچسب می زنند.

she has a few kooky ideas for the project.

او چند ایده عجیب و غریب برای پروژه دارد.

kooks often challenge mainstream beliefs.

افراد عجیب و غریب اغلب باورهای اصلی را به چالش می کشند.

he loves to read about kooks and their adventures.

او عاشق خواندن در مورد افراد عجیب و غریب و ماجراهای آنهاست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید