gentle cradles
گهها آرام
cradles of life
گههای زندگی
cradles of culture
گههای فرهنگ
soft cradles
گهها نرم
cradles of hope
گههای امید
cradles of dreams
گههای رویا
cradles of knowledge
گههای دانش
cradles of innovation
گههای نوآوری
cradles of nature
گههای طبیعت
cradles of peace
گههای صلح
the mother cradles her newborn baby gently.
مادر با ملایمت، نوزاد تازه متولد شده خود را در آغوش میگیرد.
the artist cradles the brush with great care.
هنرمند با دقت فراوان قلممو را در آغوش میگیرد.
the teacher cradles the students' interests in her lessons.
معلم علایق دانشآموزان را در طول کلاسهای خود در آغوش میگیرد.
he cradles the guitar while playing a soft tune.
او در حالی که یک ملودی ملایم مینوازد، گیتار را در آغوش میگیرد.
the dog cradles its favorite toy in its paws.
سگ اسباببازی مورد علاقهاش را در پنجههایش در آغوش میگیرد.
she cradles her dreams and works hard to achieve them.
او رویاهایش را در آغوش میگیرد و سخت برای دستیابی به آنها تلاش میکند.
the parent cradles the child to soothe them to sleep.
والدین کودک را در آغوش میگیرند تا او را آرام کرده و به خواب ببرند.
the nurse cradles the baby before giving it a bath.
پرستار قبل از حمام کردن، نوزاد را در آغوش میگیرد.
the gardener cradles the delicate seedlings with care.
باغبانی با دقت، نهالهای ظریف را در آغوش میگیرد.
he cradles the memories of their time together.
او خاطرات زمان سپری شده با هم را در آغوش میگیرد.
gentle cradles
گهها آرام
cradles of life
گههای زندگی
cradles of culture
گههای فرهنگ
soft cradles
گهها نرم
cradles of hope
گههای امید
cradles of dreams
گههای رویا
cradles of knowledge
گههای دانش
cradles of innovation
گههای نوآوری
cradles of nature
گههای طبیعت
cradles of peace
گههای صلح
the mother cradles her newborn baby gently.
مادر با ملایمت، نوزاد تازه متولد شده خود را در آغوش میگیرد.
the artist cradles the brush with great care.
هنرمند با دقت فراوان قلممو را در آغوش میگیرد.
the teacher cradles the students' interests in her lessons.
معلم علایق دانشآموزان را در طول کلاسهای خود در آغوش میگیرد.
he cradles the guitar while playing a soft tune.
او در حالی که یک ملودی ملایم مینوازد، گیتار را در آغوش میگیرد.
the dog cradles its favorite toy in its paws.
سگ اسباببازی مورد علاقهاش را در پنجههایش در آغوش میگیرد.
she cradles her dreams and works hard to achieve them.
او رویاهایش را در آغوش میگیرد و سخت برای دستیابی به آنها تلاش میکند.
the parent cradles the child to soothe them to sleep.
والدین کودک را در آغوش میگیرند تا او را آرام کرده و به خواب ببرند.
the nurse cradles the baby before giving it a bath.
پرستار قبل از حمام کردن، نوزاد را در آغوش میگیرد.
the gardener cradles the delicate seedlings with care.
باغبانی با دقت، نهالهای ظریف را در آغوش میگیرد.
he cradles the memories of their time together.
او خاطرات زمان سپری شده با هم را در آغوش میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید