cradles

[ایالات متحده]/ˈkreɪdəlz/
[بریتانیا]/ˈkreɪdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در گهواره قرار دادن; پرورش دادن
n. جمع گهواره; مکان اصلی; گهواره; جایی که چیزی آغاز می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

gentle cradles

گه‌ها آرام

cradles of life

گه‌های زندگی

cradles of culture

گه‌های فرهنگ

soft cradles

گه‌ها نرم

cradles of hope

گه‌های امید

cradles of dreams

گه‌های رویا

cradles of knowledge

گه‌های دانش

cradles of innovation

گه‌های نوآوری

cradles of nature

گه‌های طبیعت

cradles of peace

گه‌های صلح

جملات نمونه

the mother cradles her newborn baby gently.

مادر با ملایمت، نوزاد تازه متولد شده خود را در آغوش می‌گیرد.

the artist cradles the brush with great care.

هنرمند با دقت فراوان قلم‌مو را در آغوش می‌گیرد.

the teacher cradles the students' interests in her lessons.

معلم علایق دانش‌آموزان را در طول کلاس‌های خود در آغوش می‌گیرد.

he cradles the guitar while playing a soft tune.

او در حالی که یک ملودی ملایم می‌نوازد، گیتار را در آغوش می‌گیرد.

the dog cradles its favorite toy in its paws.

سگ اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش را در پنجه‌هایش در آغوش می‌گیرد.

she cradles her dreams and works hard to achieve them.

او رویاهایش را در آغوش می‌گیرد و سخت برای دستیابی به آنها تلاش می‌کند.

the parent cradles the child to soothe them to sleep.

والدین کودک را در آغوش می‌گیرند تا او را آرام کرده و به خواب ببرند.

the nurse cradles the baby before giving it a bath.

پرستار قبل از حمام کردن، نوزاد را در آغوش می‌گیرد.

the gardener cradles the delicate seedlings with care.

باغبانی با دقت، نهال‌های ظریف را در آغوش می‌گیرد.

he cradles the memories of their time together.

او خاطرات زمان سپری شده با هم را در آغوش می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید