craftart

[ایالات متحده]/krɑːft ɑːt/
[بریتانیا]/kræft ɑːrt/

ترجمه

n. هنر دست ساز؛ هنرهای دست ساز؛ هنرهای کاربردی
شکل‌های واژه
جمعcraftarts

جملات نمونه

the craftart studio offers classes for beginners.

استودیوی کرافتارت کلاس‌هایی برای مبتدیان ارائه می‌دهد.

she attended a craftart workshop last weekend.

او یک کارگاه کرافتارت را در هفته گذشته حضور یافت.

this craftart project requires basic supplies.

این پروژه کرافتارت نیاز به تجهیزات پایه دارد.

the craftart fair features local artisans.

بازار کرافتارت با دست‌آورد‌های محلی تزئین شده است.

i visited a craftart exhibition yesterday.

من دیروز به یک نمایشگاه کرافتارت رفتم.

the craftart market opens every saturday.

بازار کرافتارت هر جمعه باز می‌شود.

she bought new craftart supplies online.

او تجهیزات جدید کرافتارت را از اینترنت خرید.

he learned craftart techniques from his mentor.

او تکنیک‌های کرافتارت را از مربی خود یاد گرفت.

the craftart design is inspired by nature.

طراحی کرافتارت از طبیعت الهام گرفته شده است.

join our craftart community on social media.

به جامعه کرافتارت ما در رسانه‌های اجتماعی بپیوندید.

each craftart piece takes several hours to complete.

هر یک از اثرهای کرافتارت چند ساعت زمان برای تکمیل نیاز دارد.

the craftart work displays incredible detail.

کار کرافتارت جزئیات بسیار زیبایی را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید