artisanship

[ایالات متحده]/ˈɑːrtɪˌʃɑːnʃɪp/
[بریتانیا]/ärˈtɪˌʃɑːnʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارت ساختن چیزها با دست، به ویژه اشیاء تزئینی یا هنری.

عبارات و ترکیب‌ها

artisanship and tradition

هنر و سنت

exceptional artisanship

هنر و صنعت برجسته

masterful artisanship

هنر و صنعت ماهرانه

honed artisanship

هنر و صنعت پرداخت شده

traditional artisanship techniques

تکنیک‌های سنتی هنر و صنعت

appreciating fine artisanship

قدردانی از هنر و صنعت ظریف

جملات نمونه

artisanship is valued in many cultures around the world.

هنر و مهارت در بسیاری از فرهنگ‌های جهان مورد ارزش‌گذاری قرار می‌گیرد.

the artisanship of handmade goods is unmatched.

هنر و مهارت محصولات دست‌ساز بی‌نظیر است.

she takes pride in her artisanship and attention to detail.

او به هنر و مهارت و توجه خود به جزئیات افتخار می‌کند.

his artisanship reflects years of dedication and practice.

هنر و مهارت او نشان‌دهنده سال‌ها تعهد و تمرین است.

artisanship can transform ordinary materials into extraordinary works of art.

هنر و مهارت می‌تواند مواد معمولی را به آثار هنری فوق‌العاده تبدیل کند.

the school offers courses to teach the skills of artisanship.

این مدرسه دوره‌هایی برای آموزش مهارت‌های هنر و مهارت ارائه می‌دهد.

her artisanship in pottery has gained recognition in the community.

هنر و مهارت او در سفالگری در جامعه مورد شناخت قرار گرفته است.

artisanship is essential for preserving traditional crafts.

هنر و مهارت برای حفظ صنایع دستی سنتی ضروری است.

the festival celebrates local artisanship and creativity.

این جشنواره هنر و مهارت و خلاقیت محلی را جشن می‌گیرد.

investing in artisanship supports sustainable practices.

سرمایه‌گذاری در هنر و مهارت از شیوه‌های پایدار حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید