crapped

[ایالات متحده]/kræpt/
[بریتانیا]/kræpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زباله؛ مزخرفات؛ مدفوع؛ دفع مدفوع؛ (Crap) یک نام خانوادگی؛ (بریتانیا) Clapp
vi. تاس انداختن؛ دفع مدفوع

عبارات و ترکیب‌ها

crapped out

خراب شد

crapped up

به هم ریخته

crapped myself

خودم را خراب کردم

crapped on

روی آن خراب کردم

crapped together

با هم خراب شد

crapped away

از بین برد

crapped over

روی آن خراب شد

crapped in

داخل آن خراب شد

جملات نمونه

he crapped his pants during the scary movie.

او در حین تماشای فیلم ترسناک شلوارش را کثیف کرد.

she crapped out on the last lap of the race.

او در آخرین دور مسابقه از پا افتاد.

they crapped all over my plans for the weekend.

آنها تمام برنامه‌های من برای آخر هفته را خراب کردند.

he crapped on the idea before it even started.

او قبل از اینکه حتی شروع شود، ایده را خراب کرد.

she crapped out on our agreement.

او از توافق ما عقب نشینی کرد.

the dog crapped in the living room again.

سگ دوباره در اتاق نشیمن مدفوع کرد.

he crapped his way through the exam.

او به زور از پس امتحان برآمد.

they crapped around instead of working.

آنها به جای کار وقت تلف کردند.

she crapped out of the trip at the last minute.

او در آخرین لحظه از سفر انصراف داد.

he crapped on my idea without giving it a chance.

او بدون اینکه به آن فرصتی بدهد، ایده من را خراب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید