cratch

[ایالات متحده]/krætʃ/
[بریتانیا]/krætʃ/

ترجمه

n. جعبه یا قفسه خوراک

عبارات و ترکیب‌ها

scratch and cratch

خراش و خراش

cratch a lot

خیلی خراش دادن

cratch with care

با احتیاط خراش دادن

cratch the surface

سطح را خراش دادن

cratch away dirt

خاک را خراش دادن

cratch an itch

خارش را خراش دادن

cratch and sniff

خراش و بو کردن

cratch too hard

خیلی محکم خراش دادن

cratch your head

سر خود را خراش دادن

cratch for clues

برای یافتن سرنخ خراش دادن

جملات نمونه

she felt a cratch in her back after lifting the heavy box.

او پس از بلند کردن جعبه سنگین، یک خراش در پشتش احساس کرد.

the cat likes to scratch the furniture.

گربه دوست دارد به مبلمان خراش اندازد.

he tried to scratch off the paint from the wall.

او سعی کرد رنگ را از دیوار پاک کند.

don't scratch your mosquito bites; it will only make it worse.

گزشه‌های نیش پشه‌ها را نیندازید؛ فقط بدتر می‌شود.

she used her nails to scratch the itch on her arm.

او از ناخن هایش برای خراش دادن خارش روی بازویش استفاده کرد.

he has a habit of scratching his head when he's confused.

وقتی سردرگم است، عادت دارد سرش را نجوید.

after the game, he had a cratch on his knee.

بعد از بازی، او یک خراش روی زانویش داشت.

she felt the need to scratch her name on the tree.

او احساس کرد که باید نامش را روی درخت خراش دهد.

he scratched the surface of the table accidentally.

او به طور تصادفی سطح میز را خراشید.

she scratched a note on a piece of paper.

او یک یادداشت را روی یک تکه کاغذ خراشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید