crateful of apples
جعبه پر از سیب
crateful of oranges
جعبه پر از پرتقال
crateful of books
جعبه پر از کتاب
crateful of toys
جعبه پر از اسباب بازی
crateful of clothes
جعبه پر از لباس
crateful of food
جعبه پر از غذا
crateful of drinks
جعبه پر از نوشیدنی
crateful of flowers
جعبه پر از گل
crateful of gifts
جعبه پر از هدیه
crateful of tools
جعبه پر از ابزار
we received a crateful of fresh oranges.
ما یک جعبه پر از پرتقال تازه دریافت کردیم.
he bought a crateful of apples for the party.
او یک جعبه پر از سیب برای مهمانی خرید.
the farmer delivered a crateful of vegetables to the market.
کشاورز یک جعبه پر از سبزیجات را به بازار تحویل داد.
she packed a crateful of toys for the charity event.
او یک جعبه پر از اسباب بازی برای رویداد خیریه بسته بندی کرد.
they found a crateful of old books in the attic.
آنها یک جعبه پر از کتاب های قدیمی را در زیرزمین پیدا کردند.
after the harvest, we had a crateful of grapes to sell.
بعد از برداشت، ما یک جعبه پر از انگور برای فروش داشتیم.
he brought a crateful of drinks to the picnic.
او یک جعبه پر از نوشیدنی به پیک نیک آورد.
the restaurant ordered a crateful of seafood for the weekend.
رستوران یک جعبه پر از غذاهای دریایی برای آخر هفته سفارش داد.
she received a crateful of flowers on her birthday.
او در روز تولدش یک جعبه پر از گل دریافت کرد.
we need to buy a crateful of supplies for the project.
ما باید یک جعبه پر از لوازم برای پروژه بخریم.
crateful of apples
جعبه پر از سیب
crateful of oranges
جعبه پر از پرتقال
crateful of books
جعبه پر از کتاب
crateful of toys
جعبه پر از اسباب بازی
crateful of clothes
جعبه پر از لباس
crateful of food
جعبه پر از غذا
crateful of drinks
جعبه پر از نوشیدنی
crateful of flowers
جعبه پر از گل
crateful of gifts
جعبه پر از هدیه
crateful of tools
جعبه پر از ابزار
we received a crateful of fresh oranges.
ما یک جعبه پر از پرتقال تازه دریافت کردیم.
he bought a crateful of apples for the party.
او یک جعبه پر از سیب برای مهمانی خرید.
the farmer delivered a crateful of vegetables to the market.
کشاورز یک جعبه پر از سبزیجات را به بازار تحویل داد.
she packed a crateful of toys for the charity event.
او یک جعبه پر از اسباب بازی برای رویداد خیریه بسته بندی کرد.
they found a crateful of old books in the attic.
آنها یک جعبه پر از کتاب های قدیمی را در زیرزمین پیدا کردند.
after the harvest, we had a crateful of grapes to sell.
بعد از برداشت، ما یک جعبه پر از انگور برای فروش داشتیم.
he brought a crateful of drinks to the picnic.
او یک جعبه پر از نوشیدنی به پیک نیک آورد.
the restaurant ordered a crateful of seafood for the weekend.
رستوران یک جعبه پر از غذاهای دریایی برای آخر هفته سفارش داد.
she received a crateful of flowers on her birthday.
او در روز تولدش یک جعبه پر از گل دریافت کرد.
we need to buy a crateful of supplies for the project.
ما باید یک جعبه پر از لوازم برای پروژه بخریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید