cratered

[ایالات متحده]/ˈkreɪtəd/
[بریتانیا]/ˈkreɪtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن حفره‌ها یا گودال‌ها
v. شکل گذشته participle از crater

عبارات و ترکیب‌ها

cratered surface

سطح دهکده‌دار

cratered landscape

مناظر دهکده‌دار

cratered moon

ماه دهکده‌دار

cratered terrain

زمین دهکده‌دار

cratered planet

سیاره دهکده‌دار

cratered area

منطقه دهکده‌دار

cratered rock

سنگ دهکده‌دار

cratered ground

زمین دهکده‌دار

cratered site

محل دهکده‌دار

جملات نمونه

the moon's surface is heavily cratered.

سطح ماه به شدت پُرزده است.

the landscape was cratered from years of erosion.

منظره به دلیل سال‌ها فرسایش، پُرزده بود.

the planet's surface is cratered due to asteroid impacts.

سطح سیاره به دلیل برخورد سیارک‌ها، پُرزده است.

the old battlefield was cratered from constant shelling.

جنگل قدیمی به دلیل بمباران مداوم، پُرزده بود.

the cratered terrain made it difficult to navigate.

زمین پُرزده باعث می‌شد که حرکت در آنجا دشوار باشد.

the artist depicted a cratered landscape in his painting.

هنرمند یک منظره پُرزده را در نقاشی خود به تصویر کشید.

scientists study the cratered surface of mars.

دانشمندان سطح پُرزده مریخ را مطالعه می‌کنند.

the vehicle struggled on the cratered road.

خودرو در جاده پُرزده به سختی حرکت می‌کرد.

the cratered landscape reminded her of the moon.

منظره پُرزده او را به یاد ماه می‌انداخت.

the explorers documented the cratered regions they discovered.

کاوشگران مناطق پُرزده‌ای که کشف کردند را مستند کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید