craunches loudly
با صدای بلند میخورد
craunches away
دور میخورد
craunches down
به سرعت میخورد
craunches happily
با خوشحالی میخورد
craunches quickly
به سرعت میخورد
craunches softly
به آرامی میخورد
craunches fiercely
با خشونت میخورد
craunches joyfully
با شادی میخورد
craunches messily
به هم ریخته میخورد
craunches slowly
به آرامی میخورد
she enjoys the sound of leaves as she craunches through them.
او از صدای برگها هنگام قدم زدن در میان آنها لذت میبرد.
the dog craunches on its favorite bone happily.
سگ به خوشی روی استخوان مورد علاقه خود میجود.
he craunches the chips loudly while watching tv.
او در حالی که تلویزیون تماشا میکند، با صدای بلند چیپسها را میجود.
during the hike, we craunch through the gravel path.
در طول پیادهروی، ما از مسیر خاکی عبور میکنیم.
the children love to craunch the snow under their boots.
کودکان عاشق این هستند که برف را زیر چکمههای خود میجوند.
she craunches on fresh apples in the orchard.
او سیبهای تازه را در باغ میجود.
the sound of craunching gravel filled the air as cars drove by.
صدای خرد شدن سنگریزه هوا را پر کرد، زیرا ماشینها از کنار عبور میکردند.
he craunches the candy wrapper as he finishes his treat.
او در حالی که خوراکی خود را تمام میکند، بستهبندی آبنبات را میجود.
as autumn arrives, the kids love to craunch through the fallen leaves.
با رسیدن پاییز، بچهها عاشق این هستند که از میان برگهای ریخته شده عبور کنند.
the old man craunches on the crust of his bread.
مرد پیر با لذت روی پوستهی نان خود میجود.
craunches loudly
با صدای بلند میخورد
craunches away
دور میخورد
craunches down
به سرعت میخورد
craunches happily
با خوشحالی میخورد
craunches quickly
به سرعت میخورد
craunches softly
به آرامی میخورد
craunches fiercely
با خشونت میخورد
craunches joyfully
با شادی میخورد
craunches messily
به هم ریخته میخورد
craunches slowly
به آرامی میخورد
she enjoys the sound of leaves as she craunches through them.
او از صدای برگها هنگام قدم زدن در میان آنها لذت میبرد.
the dog craunches on its favorite bone happily.
سگ به خوشی روی استخوان مورد علاقه خود میجود.
he craunches the chips loudly while watching tv.
او در حالی که تلویزیون تماشا میکند، با صدای بلند چیپسها را میجود.
during the hike, we craunch through the gravel path.
در طول پیادهروی، ما از مسیر خاکی عبور میکنیم.
the children love to craunch the snow under their boots.
کودکان عاشق این هستند که برف را زیر چکمههای خود میجوند.
she craunches on fresh apples in the orchard.
او سیبهای تازه را در باغ میجود.
the sound of craunching gravel filled the air as cars drove by.
صدای خرد شدن سنگریزه هوا را پر کرد، زیرا ماشینها از کنار عبور میکردند.
he craunches the candy wrapper as he finishes his treat.
او در حالی که خوراکی خود را تمام میکند، بستهبندی آبنبات را میجود.
as autumn arrives, the kids love to craunch through the fallen leaves.
با رسیدن پاییز، بچهها عاشق این هستند که از میان برگهای ریخته شده عبور کنند.
the old man craunches on the crust of his bread.
مرد پیر با لذت روی پوستهی نان خود میجود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید