show cravennesses
نمایش ترسهایی
cravennesses of fear
ترسهای ترس
lack of cravennesses
کمبود ترسهایی
cravennesses in action
ترسهایی در عمل
face cravennesses
مواجهه با ترسهایی
cravennesses of the weak
ترسهایی ضعیفها
cravennesses exposed
ترسهایی آشکار شده
cravennesses revealed
ترسهایی آشکار گردیده
cravennesses of leaders
ترسهایی رهبران
cravennesses in war
ترسهایی در جنگ
the politician's cravennesses were exposed during the crisis.
خیانتهای سیاستمدار در زمان بحران آشکار شد.
his repeated cravennesses undermined his credibility.
خیانتهای تکراری او باعث کاهش اعتبارش شد.
the army's cravennesses cost them the battle.
خیانتهای نیروی نظامی باعث از دست دادن جنگ شد.
the series of cravennesses in his character surprised everyone.
سری از خیانتهای موجود در شخصیت او همه را شگفتزده کرد.
the documentary highlighted the cravennesses of the regime.
مستند خیانتهای رژیم را تاکید کرد.
despite his bravery, his occasional cravennesses were noted.
هرچند او شجاع بود، خیانتهای او در گاهی اوقات ملاحظه شد.
the coach condemned the cravennesses displayed by the team.
مربی خیانتهایی که تیم نشان داد را محکوم کرد.
her confession revealed the deep cravennesses she had hidden.
اعتراف او خیانتهای عمیقی که پنهان کرده بود را آشکار کرد.
the book examines the cravennesses of modern leaders.
کتاب خیانتهای رهبران مدرن را مورد بررسی قرار میدهد.
the public could not ignore the cravennesses of the officials.
خیانتهای مقامات را جامعه نمیتوانست نادیده گیرد.
the investigation uncovered multiple cravennesses within the agency.
تحقيق چند خیانت در داخل اداره را آشکار کرد.
their cravennesses during the disaster were unforgivable.
خیانتهای آنها در زمان فاجعه بیعذر بود.
show cravennesses
نمایش ترسهایی
cravennesses of fear
ترسهای ترس
lack of cravennesses
کمبود ترسهایی
cravennesses in action
ترسهایی در عمل
face cravennesses
مواجهه با ترسهایی
cravennesses of the weak
ترسهایی ضعیفها
cravennesses exposed
ترسهایی آشکار شده
cravennesses revealed
ترسهایی آشکار گردیده
cravennesses of leaders
ترسهایی رهبران
cravennesses in war
ترسهایی در جنگ
the politician's cravennesses were exposed during the crisis.
خیانتهای سیاستمدار در زمان بحران آشکار شد.
his repeated cravennesses undermined his credibility.
خیانتهای تکراری او باعث کاهش اعتبارش شد.
the army's cravennesses cost them the battle.
خیانتهای نیروی نظامی باعث از دست دادن جنگ شد.
the series of cravennesses in his character surprised everyone.
سری از خیانتهای موجود در شخصیت او همه را شگفتزده کرد.
the documentary highlighted the cravennesses of the regime.
مستند خیانتهای رژیم را تاکید کرد.
despite his bravery, his occasional cravennesses were noted.
هرچند او شجاع بود، خیانتهای او در گاهی اوقات ملاحظه شد.
the coach condemned the cravennesses displayed by the team.
مربی خیانتهایی که تیم نشان داد را محکوم کرد.
her confession revealed the deep cravennesses she had hidden.
اعتراف او خیانتهای عمیقی که پنهان کرده بود را آشکار کرد.
the book examines the cravennesses of modern leaders.
کتاب خیانتهای رهبران مدرن را مورد بررسی قرار میدهد.
the public could not ignore the cravennesses of the officials.
خیانتهای مقامات را جامعه نمیتوانست نادیده گیرد.
the investigation uncovered multiple cravennesses within the agency.
تحقيق چند خیانت در داخل اداره را آشکار کرد.
their cravennesses during the disaster were unforgivable.
خیانتهای آنها در زمان فاجعه بیعذر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید