crazed

[ایالات متحده]/kreizd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیوانه; از عقل خارج شده
v. دیوانه کردن

جملات نمونه

She fought with crazed ferocity.

او با خشم و جنون جنگید.

the loch was frozen over but crazed with cracks.

دریاچه یخ زده بود اما با ترک‌های عجیب و غریب.

They were crazed by the famine and pestilence of that bitter winter.

آنها به دلیل قحطی و بیماری‌های سخت زمستان دیوانه شده بودند.

All the same, the Human Kingdom, Eidolon Kingdom, and Devildom were still crazed about it and scrambled for it.

با این حال، پادشاهی انسان، پادشاهی ایدولون و پادشاهی شیطان هنوز هم در مورد آن دیوانه بودند و برای آن تلاش کردند.

and was joined by members of gypsy punks Gogol Bordello for a crazed hoedown version of "La Isla Bonita."

او با اعضای پانک‌های کولی، گوگول بوردلو، برای یک نسخه دیوانه‌وار و رقص‌دار از "La Isla Bonita" به آنها پیوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید