creasing

[ایالات متحده]/[ˈkriːsɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkriːsɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل چروند کردن چیزی؛ یک چروند یا پویه در پارچه.
v. چروند یا پویه در (چیزی) ایجاد کردن؛ چروند یا گوشه گوشه کردن؛ پویه یا خم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

creasing fabric

پارچه‌ای که جمع شده است

creasing iron

آهن جمع کننده

creasing board

تخته جمع کننده

creasing up

جمع کردن بالا

creased shirt

شلوار جمع شده

creased pants

شلوار جمع شده

creasing paper

جمع کردن کاغذ

creasing lines

خطوط جمع شده

creasing forehead

جمع کردن چین‌های صورت

creasing carefully

جمع کردن با دقت

جملات نمونه

the fabric was prone to creasing, even with careful ironing.

پارچه تمایل به پیچیدگی داشت، حتی با گرم کردن با دقت.

avoid creasing the paper when folding it for storage.

هنگام پوییدن کاغذ برای نگهداری، از پیچیدگی آن جلوگیری کنید.

he noticed a slight creasing around his eyes from smiling.

او پیچیدگی خفیفی را در اطراف چشمانش از خنده متوجه شد.

the report showed significant creasing on the product's surface.

گزارش نشان داد که سطح محصول پیچیدگی‌های قابل توجهی دارد.

she used a steamer to remove the creasing from the curtains.

او از یک دستگاه بخار برای حذف پیچیدگی‌های پرده استفاده کرد.

the old map had numerous creasing and tears.

نقشه قدیمی دارای تعداد زیادی پیچیدگی و شکستگی بود.

creasing the cardboard made it easier to cut.

پیچیدن کارتون باعث راحتی برش شد.

the dress was ruined by severe creasing after being packed.

پس از بسته‌بندی، لباس به دلیل پیچیدگی‌های شدید آسیب دید.

he tried to smooth out the creasing in the tablecloth.

او سعی کرد پیچیدگی‌های راپوچ را صاف کند.

the leather jacket showed creasing from years of wear.

جacket چرمی پیچیدگی‌هایی را از سال‌ها استفاده نشان می‌داد.

creasing the paper helps with origami folding.

پیچیدن کاغذ به پوییدن کریستال کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید