creping

[ایالات متحده]/ˈkriːpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkrēpɪŋ/

ترجمه

n. فرآیند تشکیل چین و چروک
v. عمل چروکیدن یا ایجاد چین

عبارات و ترکیب‌ها

creping effect

اثر کرپ

creping paper

کاغذ کرپ

creping machine

دستگاه کرپ

creping process

فرآیند کرپ

creping technique

تکنیک کرپ

creping action

عملکرد کرپ

creping method

روش کرپ

creping style

سبک کرپ

creping material

مواد کرپ

creping design

طراحی کرپ

جملات نمونه

the cat is creping silently through the grass.

گربه به آرامی و بی‌صدا از میان علف‌ها عبور می‌کند.

she noticed a creping vine on the wall.

او یک پیچک خزنده‌ای روی دیوار دید.

the creping fog made it hard to see.

مه خزنده‌ باعث می‌شد دیدن دشوار باشد.

they were creping around the corner quietly.

آنها به آرامی دور پیچ رفتند.

the creping sound kept me awake at night.

صدای خزنده‌ مرا شب‌ها بیدار نگه می‌داشت.

he likes to go creping in the woods at dawn.

او دوست دارد در سپیده‌دم به جنگل برود.

the children were creping up on their friend for a surprise.

کودکان برای یک غافلگیری به آرامی به سمت دوستشان می‌رفتند.

she saw a creping shadow in the corner of her eye.

او سایه‌ای خزنده‌ را در گوشه چشمش دید.

the creping sensation of fear filled the room.

احساس ترس خزنده‌ اتاق را پر کرد.

he was creping along the edge of the cliff.

او در امتداد لبه صخره به آرامی حرکت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید