crepitate

[ایالات متحده]/ˈkrɛpɪteɪt/
[بریتانیا]/ˈkrɛpɪteɪt/

ترجمه

vi. صدای ترک خوردن یا شکستن ایجاد کردن؛ صدایی شبیه به شکستن یا ترک خوردن ایجاد کردن؛ ترک خوردن یا صدای تیک تیک کردن دادن
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردcrepitates
صفت یا فعل حال استمراریcrepitating
زمان گذشتهcrepitated
قسمت سوم فعلcrepitated

عبارات و ترکیب‌ها

crepitate loudly

صدای خرد شدن بلند

crepitate softly

صدای خرد شدن ملایم

crepitate underfoot

صدای خرد شدن زیر پا

crepitate gently

صدای خرد شدن به آرامی

crepitate in fire

صدای خرد شدن در آتش

crepitate with heat

صدای خرد شدن با حرارت

crepitate when crushed

صدای خرد شدن هنگام خرد شدن

crepitate during cooking

صدای خرد شدن در حین پخت

crepitate on impact

صدای خرد شدن در برخورد

جملات نمونه

the fire began to crepitate as the wood burned.

آتش شروع به صدا دادن کردیدی زیرا چوب سوخت.

you could hear the leaves crepitate underfoot.

می‌توانستید صدای خش‌خش برگ‌ها را زیر پا بشنوید.

the campfire crepitated softly in the night.

شعله آتش در شب به آرامی صدا می‌داد.

as the pasta cooked, it began to crepitate in the boiling water.

همانطور که پاستا پخته می‌شد، شروع به صدا دادن در آب جوش کرد.

the fireworks crepitated in the sky, lighting up the night.

آتش‌بازی‌ها در آسمان صدا می‌دادند و شب را روشن می‌کردند.

he loved to listen to the sound of the fire crepitating.

او عاشق شنیدن صدای آتش بود.

the crepitating sound of the popcorn made everyone laugh.

صدای خش‌خش پاپ‌کورن باعث خنده همه شد.

in the quiet forest, the branches crepitated under the weight of the snow.

در جنگل آرام، شاخه‌ها زیر بار برف صدا می‌دادند.

as the oil heated, it began to crepitate in the pan.

همانطور که روغن گرم می‌شد، شروع به صدا دادن در تابه کرد.

the old house crepitated as the wind blew through it.

خانه قدیمی با وزش باد صدا می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید