cressets

[ایالات متحده]/ˈkrɛsɪt/
[بریتانیا]/ˈkrɛsɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نور یا مشعل؛ نوعی نور یا مشعل

عبارات و ترکیب‌ها

light the cresset

روشن کردن چراغ

cresset on tower

چراغ بر روی برج

cresset of fire

چراغ آتش

cresset burning brightly

چراغی که به شدت می سوزد

cresset in darkness

چراغ در تاریکی

cresset for guidance

چراغ برای هدایت

cresset lighting path

چراغی که مسیر را روشن می کند

cresset on hill

چراغ بر روی تپه

cresset's warm glow

تابش گرم چراغ

cresset held high

چراغی که بالا نگه داشته شده است

جملات نمونه

the cresset illuminated the dark room with a warm glow.

چراغ‌دان، اتاق تاریک را با نور گرمی روشن کرد.

they used a cresset to guide their way through the forest.

آنها از چراغ‌دان برای راهنمایی خود در جنگل استفاده کردند.

the ancient castle had a cresset hanging from the ceiling.

قلعه باستانی یک چراغ‌دان آویزان از سقف داشت.

as night fell, the cresset flickered in the breeze.

همانطور که شب فرا می‌رسید، چراغ‌دان در نسیم چشمک می‌زد.

he lit the cresset to celebrate the festival.

او چراغ‌دان را برای جشن گرفتن جشنواره روشن کرد.

the cresset was made of wrought iron and glass.

چراغ‌دان از آهن آهنگری و شیشه ساخته شده بود.

in the darkness, the cresset offered a sense of safety.

در تاریکی، چراغ‌دان حسی از امنیت را القا می‌کرد.

they gathered around the cresset to tell stories.

آنها دور چراغ‌دان جمع شدند تا داستان‌هایی تعریف کنند.

the cresset's flame danced in the night air.

شعله چراغ‌دان در هوای شب می‌رقصید.

she admired the craftsmanship of the cresset.

او هنر ساخت چراغ‌دان را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید