crimpers

[ایالات متحده]/ˈkrɪmpə/
[بریتانیا]/ˈkrɪmpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه فر کننده مو; دستگاه لبه چسبان; دستگاه تا زن; دستگاه پزشکی چسبان; کوچک کننده; دستگاه کوچک کننده; دستگاه تا زن; قاچاقچی انسان

عبارات و ترکیب‌ها

hair crimper

گیره مو

wire crimper

عقب زن سیم

heat crimper

عقب زن حرارتی

crimper tool

ابزار عقب زن

crimper machine

دستگاه عقب زن

plastic crimper

عقب زن پلاستیکی

crimper pliers

قیچی عقب زن

crimper set

ست عقب زن

crimper attachment

لوازم جانبی عقب زن

electric crimper

عقب زن برقی

جملات نمونه

she used a crimper to style her hair for the party.

او از یک دستگاه بست‌کنی برای حالت دادن به موهایش برای مهمانی استفاده کرد.

the electrician brought a crimper to connect the wires.

الکتریسیان یک دستگاه بست‌کنی برای اتصال سیم‌ها آورد.

he bought a crimper to make his own jewelry.

او یک دستگاه بست‌کنی خرید تا جواهرات خودش را بسازد.

using a crimper can create beautiful waves in your hair.

استفاده از یک دستگاه بست‌کنی می‌تواند امواج زیبایی در موهای شما ایجاد کند.

the crimper is essential for a professional-looking finish.

دستگاه بست‌کنی برای داشتن ظاهری حرفه‌ای ضروری است.

she demonstrated how to use a crimper effectively.

او نحوه استفاده موثر از یک دستگاه بست‌کنی را نشان داد.

he learned to use a crimper in his electronics class.

او یاد گرفت که چگونه از یک دستگاه بست‌کنی در کلاس الکترونیک خود استفاده کند.

the crimper can be used for various crafting projects.

می‌توان از دستگاه بست‌کنی برای پروژه‌های مختلف هنری استفاده کرد.

make sure to clean the crimper after each use.

مطمئن شوید که دستگاه بست‌کنی را بعد از هر بار استفاده تمیز کنید.

she prefers a crimper with adjustable temperature settings.

او ترجیح می‌دهد از یک دستگاه بست‌کنی با تنظیمات دمای قابل تنظیم استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید