crinkly

[ایالات متحده]/'kriŋkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای چین و چروک‌های کوچک؛ دارای چین‌های زیاد یا برآمدگی‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

crinkly hair

موهای چروکیده

crinkly paper

کاغذ چروکیده

crinkly texture

بافت چروکیده

جملات نمونه

the crinkly old hide swags here and there.

چرم‌های قدیمی و چروکیده این‌جا و آن‌جا آویزان بودند.

She smiled, her crinkly eyes lighting up.

او لبخند زد، چشمان چروکیده اش روشن شدند.

The crinkly paper made a loud noise when she opened the package.

کاغذ چروکیده هنگام باز کردن بسته صدای بلندی ایجاد کرد.

He loves the crinkly sound of leaves under his feet in the fall.

او عاشق صدای خش‌خش برگ‌ها زیر پای خود در پاییز است.

The crinkly texture of the fabric added a unique touch to the dress.

بافت چروک دار پارچه جلوه ای منحصر به فرد به لباس داد.

The crinkly edges of the pie crust gave it a homemade look.

لبه های چروک دار خمیر پای به آن ظاهری خانگی داد.

She loves the crinkly feel of fresh bed sheets.

او عاشق حس چروکیده ملحفه های تازه است.

The crinkly texture of the chips made them extra crispy.

بافت چروک دار چیپس ها آنها را فوق العاده ترد کرد.

The crinkly leaves rustled in the gentle breeze.

برگ های چروکیده در نسیم ملایم خش خش کردند.

Her crinkly hair bounced as she walked down the street.

موهای چروکیده اش با راه رفتن در خیابان می پریدند.

He found comfort in the crinkly sound of pages turning in a book.

او در صدای ورق زدن صفحات کتاب آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید