crocking

[ایالات متحده]/krɒk/
[بریتانیا]/krɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گلدان سفالی؛ تکه‌های شکسته سفال
vt. تضعیف کردن؛ بدن کسی را فروپاشیدن
vi. ضعیف شدن؛ بدن کسی فروپاشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

crock of nonsense

حرف‌های بی‌معنی

crockpot cooking

پخت و پز در دیگ خزنده

crockery and cutlery

ظروف و ادوات آشپزخانه

جملات نمونه

he crocked a shoulder in the test against South Africa.

او در مسابقه با آفریقای جنوبی، شانه خود را پیچاند.

Extruded feed for marine fish: Turbot, flounder, salmon, tuna, sea-bream, swellfish, yellow crock, sea bass, rockfish, red drum, etc.

خوراک اکسترود شده برای ماهی‌های دریایی: توربوت، سولندر، سالمون، تن، ماهی بريم، سوئلفیش، زرد کرو، سِرباس، راکفیش، رد درام و غیره.

That story is a crock of lies.

آن داستان مجموعه‌ای از دروغ‌هاست.

She called the politician's speech a crock of nonsense.

او سخنرانی سیاستمدار را مجموعه‌ای از حماقت‌ها خواند.

I can't believe he fell for such a crock.

نمی‌توانم باور کنم که او به چنین فریبکاری فریب خورد.

The company's excuse was a crock.

بهانه‌ی شرکت یک فریبکاری بود.

Don't listen to that crock of advice.

به آن نصیحت‌های فریبکارانه گوش نده.

The so-called miracle cure turned out to be a crock.

آن درمان معجزه آسایی که به آن مشهور بود، در نهایت یک فریبکاری بود.

His explanation was a crock of excuses.

توضیحات او مجموعه‌ای از بهانه‌ها بود.

The article was a crock of misinformation.

مقاله مجموعه‌ای از اطلاعات نادرست بود.

She dismissed his theory as a crock of nonsense.

او نظریه او را مجموعه‌ای از حماقت‌ها رد کرد.

The book turned out to be a crock of clichés.

کتاب در نهایت مجموعه‌ای از کلیشه‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید