cross-contamination

[ایالات متحده]/[ˈkrɒsˌkɒntæmɪˈneɪʃən]/
[بریتانیا]/[ˈkrɔːsˌkɒntæmɪˈneɪʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آلودگی چیزی توسط ماده‌ای دیگر، معمولاً غذا، از طریق تماس با سطح یا چیزی که آلوده شده است؛ فرایند انتقال باکتری‌های مضر یا ویروس‌ها از یک سطح یا غذا به سطح یا غذا دیگر؛ گسترش یک بیماری از یک فرد یا سازه به فرد یا سازه دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

cross-contamination risk

خطر آلودگی متقاطع

prevent cross-contamination

جلوگیری از آلودگی متقاطع

cross-contamination control

کنترل آلودگی متقاطع

avoid cross-contamination

پرهیز از آلودگی متقاطع

cross-contamination issues

مسائل آلودگی متقاطع

cross-contamination source

منبع آلودگی متقاطع

reducing cross-contamination

کاهش آلودگی متقاطع

cross-contamination study

مطالعه آلودگی متقاطع

cross-contamination prevention

پیشگیری از آلودگی متقاطع

detecting cross-contamination

تشخیص آلودگی متقاطع

جملات نمونه

prevent cross-contamination by thoroughly washing your hands after handling raw meat.

برای جلوگیری از آلودگی متقاطع، دست‌های خود را پس از دستکاری گوشت خام به طور کامل بشویید.

strict protocols are in place to minimize the risk of cross-contamination in the lab.

پروتکل‌های سخت‌گیرانه‌ای در جایگاه قرار داده شده است تا خطر آلودگی متقاطع در آزمایشگاه را به حداقل برساند.

food safety relies heavily on preventing cross-contamination between different food groups.

ایمنی غذا به طور چشمگیری به جلوگیری از آلودگی متقاطع بین گروه‌های مختلف غذا وابسته است.

the restaurant implemented new procedures to avoid cross-contamination with allergens.

رستوران روش‌های جدیدی را اجرا کرد تا از آلودگی متقاطع با آلرژن‌ها جلوگیری شود.

proper storage is crucial to avoid cross-contamination in the refrigerator.

ذخیره‌سازی مناسب برای جلوگیری از آلودگی متقاطع در یخچال ضروری است.

we conducted a thorough inspection to identify potential sources of cross-contamination.

ما یک بازرسی کامل انجام دادیم تا منابع احتمالی آلودگی متقاطع را شناسایی کنیم.

cleaning and sanitizing surfaces helps to eliminate the risk of cross-contamination.

پاک کردن و ضدعفونی سطوح به حذف خطر آلودگی متقاطع کمک می‌کند.

cross-contamination can occur if utensils are not properly washed between uses.

اگر ابزارهای آشپزی بین استفاده‌های متوالی به درستی بشویند، آلودگی متقاطع رخ داده می‌شود.

the bakery takes precautions to prevent cross-contamination with gluten.

بیکری اقداماتی را اتخاذ کرده است تا از آلودگی متقاطع با گلوتن جلوگیری شود.

regular training emphasizes the importance of preventing cross-contamination in food preparation.

آموزش‌های منظم اهمیت جلوگیری از آلودگی متقاطع در آماده‌سازی غذا را تاکید می‌کند.

a key challenge is controlling cross-contamination in shared kitchen spaces.

یک چالش کلیدی کنترل آلودگی متقاطع در فضاهای آشپزخانه‌های مشترک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید