crossbowmen

[ایالات متحده]/[ˈkrɒsˌbəʊz.mən]/
[بریتانیا]/[ˈkrɑːsˌboʊz.mən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردانی ماهر در استفاده از تیرکمان دستی؛ تیراندازان کمان دستی.؛ یک واحد از سربازان مجهز به تیرکمان دستی.

عبارات و ترکیب‌ها

elite crossbowmen

تیراندازان کماندار نخبه

hired crossbowmen

تیراندازان کماندار استخدام شده

forming crossbowmen

در حال تشکیل شدن تیراندازان کماندار

veteran crossbowmen

تیراندازان کماندار با تجربه

swift crossbowmen

تیراندازان کماندار سریع

mounted crossbowmen

تیراندازان کماندار سوار

training crossbowmen

در حال آموزش تیراندازان کماندار

leading crossbowmen

تیراندازان کماندار پیشرو

fierce crossbowmen

تیراندازان کماندار خشمگین

elite crossbowmen's

تیراندازان کماندار نخبه

جملات نمونه

the defending army relied heavily on their skilled crossbowmen.

ارتش مدافع به شدت به تیراندازان ماهر خود متکی بود.

elite crossbowmen provided crucial support during the siege.

تیراندازان ماهر در طول محاصره از حمایت حیاتی برخوردار بودند.

the archer and crossbowmen worked together effectively on the battlefield.

تیراندازان و تیراندازان از کمان در میدان جنگ به طور موثر با هم همکاری کردند.

new crossbowmen were recruited to bolster the ranks of the garrison.

تیراندازان جدید برای تقویت صفوف گارد استخدام شدند.

the captain ordered the crossbowmen to target the enemy siege towers.

سروان به تیراندازان دستور داد تا برج‌های محاصره دشمن را هدف قرار دهند.

well-trained crossbowmen could fire accurately even from a distance.

تیراندازان ماهر آموزش دیده می‌توانستند حتی از راه دور نیز با دقت شلیک کنند.

the enemy's formation was shattered by volleys of crossbowmen fire.

تشکیلات دشمن توسط آتش تیراندازان از هم گسیخت.

the veteran crossbowmen shared their knowledge with the younger recruits.

تیراندازان با تجربه دانش خود را با سربازان جدیدتر به اشتراک گذاشتند.

the crossbowmen’s disciplined volleys proved decisive in the battle.

آتش انضباط شده تیراندازان در نبرد تعیین کننده بود.

the king’s personal guard consisted of elite crossbowmen.

نگهبان شخصی پادشاه از تیراندازان ماهر تشکیل شده بود.

the crossbowmen prepared their weapons for the approaching battle.

تیراندازان سلاح‌های خود را برای نبرد قریب‌الوقوع آماده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید