crosscourt

[ایالات متحده]/ˈkrɒskɔːt/
[بریتانیا]/ˈkrɔskɔrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت قطری به سمت طرف مقابل
adj. قطری؛ به سمت نیمه حریف هدایت شده

عبارات و ترکیب‌ها

crosscourt shot

ضربه عرض زمین

crosscourt rally

تعقیب توپ عرض زمین

crosscourt angle

زاویه ضربه عرض زمین

crosscourt return

بازگشت ضربه عرض زمین

crosscourt play

بازی عرض زمین

crosscourt drive

ضربه قدرتی عرض زمین

crosscourt volley

ووله‌ی عرض زمین

crosscourt serve

سرو عرض زمین

crosscourt placement

قرارگیری عرض زمین

crosscourt strategy

استراتژی عرض زمین

جملات نمونه

the player executed a perfect crosscourt shot.

بازیکن یک ضربه عرضی عالی انجام داد.

she prefers to hit crosscourt rather than down the line.

او ترجیح می‌دهد به جای ضربه در امتداد خط، عرضی بزند.

his crosscourt volley caught his opponent off guard.

ضربه عرضی والی او حریفش را غافلگیر کرد.

during the match, she consistently aimed for crosscourt angles.

در طول مسابقه، او به طور مداوم به دنبال زوایای عرضی بود.

the coach emphasized the importance of crosscourt shots.

مربی بر اهمیت ضربات عرضی تاکید کرد.

he practiced his crosscourt forehand every day.

او هر روز ضربه جلو دست عرضی خود را تمرین می‌کرد.

crosscourt rallies can be very effective in tennis.

راکت‌های عرضی می‌توانند در تنیس بسیار مؤثر باشند.

she won the point with a powerful crosscourt return.

او با یک ضربه برگشتی عرضی قدرتمند امتیاز را برد.

crosscourt play can open up the court for better shots.

بازی عرضی می‌تواند زمین را برای ضربات بهتر باز کند.

he loves to set up his opponents with crosscourt plays.

او عاشق این است که حریفانش را با بازی‌های عرضی به دام بیندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید