crotals

[ایالات متحده]/ˈkrəʊtlz/
[بریتانیا]/ˈkroʊtlz/

ترجمه

n. (جمع) rattle snakes؛ عقرب‌های آمریکایی سمی که در انتهای دنبورشان یک چرخ دندان دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

loose crotals

کروتال‌های آزاد

decorative crotals

کروتال‌های تزئینی

gold crotals

کروتال‌های طلا

dating crotals

کروتال‌های تاریخ‌سازی

crotals found

کروتال‌های یافته شده

archaeological crotals

کروتال‌های باستان‌شناختی

bronze crotals

کروتال‌های مسی

ancient crotals

کروتال‌های باستانی

crotals function

کارکرد کروتال‌ها

spherical crotals

کروتال‌های کروی

جملات نمونه

the traditional dancers wore costumes adorned with silver crotals that chimed as they moved.

رقصندگان سنتی لباس‌هایی با جواهر فضی دار داشتند که هنگام حرکت صدایی می‌زدند.

ancient celtic musicians often used small metal crotals to create rhythmic accompaniment.

موسیقی‌دانان سنتی کلمبیایی اغلب از جواهر فلزی کوچک برای ایجاد همراهی ریتمیک استفاده می‌کردند.

the shepherd attached crotals to his walking stick for good luck during long journeys.

چهل‌گوشت‌باز جواهر را به چوب پیاده‌روی خود متصل کرد تا در سفرهای طولانی خوش‌بختی داشته باشد.

folk musicians around the world incorporate jingling crotals into their performances.

موسیقی‌دانان فولک‌لور در سراسر جهان جواهر سر و صدا را در اجرای خود به کار می‌برند.

the sound of crotals echoed through the medieval hall as performers entertained the court.

صوت جواهر در سالن میانه‌ای تکرار می‌شد هنگامی که اجرا کنندگان دیوان را سرگرم می‌کردند.

children enjoy shaking colorful crotals during festival celebrations and parades.

کودکان لذت می‌برند از لرزاندن جواهر رنگارنگ در جشن‌های فستیوال و پرچم‌گریزی.

traditional belly dancers wear ankle crotals that create mesmerizing rhythms with each step.

رقصندگان سنتی شکمی جواهر را روی پا می‌پوشند که با هر گام ریتم‌های جذابی ایجاد می‌کنند.

the craftsman carefully forged each bell of the antique crotals by hand.

هر جرثقیل از جواهر باستانی را کارگر با دقت به صورت دستی ساخت.

archaeologists discovered well-preserved bronze crotals in ancient burial sites across ireland.

مردم شناسایی‌کننده باستانی جواهری از مس در سایت‌های دفن باستانی در ایرلند کشف کردند.

when she danced, the delicate gold crotals on her wrists sparkled in the torchlight.

وقتی او رقصید، جواهر طلایی نرم روی دست‌هایش در نور چراغ‌های دستی لامس می‌کرد.

the marching band added tambourines and crotals to create a more vibrant sound.

گروه موسیقی پیاده‌روی تمبورین و جواهر را اضافه کرد تا صدایی پر انرژی‌تر ایجاد شود.

traditional christmas carolers sometimes carry crotals to accompany their singing.

خوانندگان سنتی مسیحی گاهی جواهر را با خود می‌برند تا به آواز خود همراهی کنند.

moroccan musicians play complex rhythms using only their voice and a set of silver crotals.

موسیقی‌دانان مراکشی با استفاده از تنها صدای خود و یک مجموعه جواهر فضی ریتم‌های پیچیده اجرا می‌کنند.

ancient roman soldiers sometimes wore crotals as decorative elements on their helmets.

سربازان باستانی روم گاهی جواهر را به عنوان عناصر زیبایی روی تاج‌هایشان می‌پوشیدند.

the grandmother passed down a pair of antique brass crotals to her granddaughter.

مادربزرگ یک جفت جواهر مسی باستانی را به دختر کوچکش منتقل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید