crus

[ایالات متحده]/krʌs/
[بریتانیا]/krʌs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پا یا اندام تحتانی؛ ساق پا؛ ساختاری مشابه به ساق پا یا پای عقبی؛ پا در اصطلاحات پزشکی
Word Forms
جمعcruss

عبارات و ترکیب‌ها

crusader spirit

روح جنگجو

crusade against

جنگ با

crusader mentality

ذهنیت جنگجویانه

crusade for

جنگ برای

crus of faith

نگهبان ایمان

crusader knight

شوالیه جنگجو

crus of justice

نگهبان عدالت

crus of peace

نگهبان صلح

crus of honor

نگهبان شرافت

crus of freedom

نگهبان آزادی

جملات نمونه

his crus against injustice inspired many.

جنبش او علیه بی‌عدالتی الهام‌بخش بسیاری بود.

she led a crus to improve education in the community.

او یک جنبش برای بهبود آموزش در جامعه رهبری کرد.

the organization launched a crus for environmental protection.

سازمان یک جنبش برای حفاظت از محیط زیست راه اندازی کرد.

they embarked on a crus to raise awareness about mental health.

آنها برای افزایش آگاهی در مورد سلامت روان وارد یک جنبش شدند.

his crus to find a cure for cancer continues.

جنبش او برای یافتن درمانی برای سرطان ادامه دارد.

she joined the crus for animal rights.

او به جنبش حقوق حیوانات پیوست.

the team organized a crus to support local businesses.

تیم یک جنبش برای حمایت از کسب و کارهای محلی سازماندهی کرد.

they are on a crus to promote healthy eating habits.

آنها در حال انجام یک جنبش برای ترویج عادات غذایی سالم هستند.

his crus against corruption gained national attention.

جنبش او علیه فساد توجه ملی را به خود جلب کرد.

she is passionate about her crus for social justice.

او نسبت به جنبش خود برای عدالت اجتماعی بسیار مشتاق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید