crusaded

[ایالات متحده]/kruːˈseɪdɪd/
[بریتانیا]/kruːˈseɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک جنگ صلیبی پیوست؛ در یک جنبش اصلاحات شرکت کرد

عبارات و ترکیب‌ها

crusaded for justice

برای عدالت جنگید

crusaded against corruption

علیه فساد جنگید

crusaded for peace

برای صلح جنگید

crusaded for equality

برای برابری جنگید

crusaded for rights

برای حقوق جنگید

crusaded for change

برای تغییر جنگید

crusaded for freedom

برای آزادی جنگید

crusaded for reform

برای اصلاح جنگید

crusaded for truth

برای حقیقت جنگید

جملات نمونه

she crusaded for environmental protection in her community.

او برای حفاظت از محیط زیست در جامعه خود تلاش کرد.

the organization crusaded against child labor for decades.

این سازمان برای دهه‌ها با تلاش علیه کار کودکان مبارزه کرد.

he crusaded for equal rights for all citizens.

او برای حقوق برابر همه شهروندان تلاش کرد.

they crusaded to raise awareness about mental health issues.

آنها برای افزایش آگاهی در مورد مسائل بهداشت روان تلاش کردند.

activists crusaded to end animal cruelty in laboratories.

فعال‌ها برای پایان دادن به ظلم و ستم حیوانات در آزمایشگاه‌ها تلاش کردند.

the journalist crusaded for freedom of the press.

روزنامه‌نگار برای آزادی مطبوعات تلاش کرد.

she has crusaded tirelessly for women's rights.

او بی‌وقفه برای حقوق زنان تلاش کرده است.

the group crusaded against discrimination in the workplace.

گروه با تبعیض در محل کار مبارزه کرد.

he crusaded passionately for better education for children.

او با شور و شوق برای بهبود آموزش کودکان تلاش کرد.

they crusaded to protect endangered species from extinction.

آنها برای محافظت از گونه‌های در معرض خطر انقراض تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید