crusading

[ایالات متحده]/kruːˈseɪdɪŋ/
[بریتانیا]/kruːˈseɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیوستن به یک جنگ صلیبی یا شرکت در جنبش‌های اصلاحی

عبارات و ترکیب‌ها

crusading spirit

روحیه جنگندگی

crusading effort

تلاش جنگی

crusading cause

جنبش جنگی

crusading mission

ماموریت جنگی

crusading zeal

اشتیاق جنگی

crusading campaign

کمپین جنگی

crusading movement

جنبش جنگاویی

crusading values

ارزش‌های جنگاویی

crusading ideals

آرمان‌های جنگاویی

crusading advocate

طرفدار جنگاویی

جملات نمونه

she is crusading for environmental protection.

او برای حفاظت از محیط زیست تلاش می‌کند.

the organization is crusading against poverty.

سازمان در حال مبارزه با فقر است.

he has been crusading for human rights for years.

او سال‌هاست که برای حقوق بشر تلاش می‌کند.

they are crusading to end animal cruelty.

آنها برای پایان دادن به ظلم و ستم نسبت به حیوانات تلاش می‌کنند.

she is crusading for educational reform.

او برای اصلاحات آموزشی تلاش می‌کند.

the activists are crusading to raise awareness about climate change.

فعال‌ها برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی تلاش می‌کنند.

he is crusading for gender equality in the workplace.

او برای برابری جنسیتی در محیط کار تلاش می‌کند.

the group is crusading to protect indigenous rights.

گروه برای حمایت از حقوق بومیان تلاش می‌کند.

she is crusading for better healthcare access.

او برای دسترسی بهتر به مراقبت‌های بهداشتی تلاش می‌کند.

they are crusading to promote mental health awareness.

آنها برای ترویج آگاهی در مورد سلامت روان تلاش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید