cuddled

[ایالات متحده]/ˈkʌdld/
[بریتانیا]/ˈkʌdld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در آغوش گرفته یا به طور نزدیک نگه داشته شده؛ در حینی که نزدیک هم خوابیده است

عبارات و ترکیب‌ها

cuddled close

در آغوش گرفتن

cuddled up

در آغوش گرفتن

cuddled together

در کنار هم در آغوش گرفتن

cuddled tightly

محکم در آغوش گرفتن

cuddled warmly

با گرمی در آغوش گرفتن

cuddled sweetly

به طور شیرین در آغوش گرفتن

cuddled softly

به آرامی در آغوش گرفتن

cuddled happily

با خوشحالی در آغوش گرفتن

cuddled gently

به ملایمت در آغوش گرفتن

cuddled affectionately

با محبت در آغوش گرفتن

جملات نمونه

she cuddled her cat on the sofa.

او گربه اش را روی مبل در آغوش گرفت.

the child cuddled his teddy bear tightly.

کودک خرس عرکسی خود را محکم در آغوش گرفت.

he cuddled with her under the blanket.

او زیر پتو با او در آغوش گرفت.

they cuddled during the movie.

آنها در حین تماشای فیلم در آغوش هم گرفتند.

she cuddled her baby to sleep.

او نوزادش را در آغوش گرفت تا بخوابد.

after a long day, i cuddled with my dog.

بعد از یک روز طولانی، من سگ خود را در آغوش گرفتم.

we cuddled on the couch while watching tv.

ما در حالی که تلویزیون تماشا می‌کردیم روی مبل در آغوش هم گرفتیم.

the kitten cuddled close to its mother.

بچه گربه نزدیک مادرش در آغوش گرفت.

she loves to be cuddled when she's feeling down.

وقتی احساس ناراحتی می‌کند دوست دارد در آغوش بگیرند.

he cuddled her gently, trying to comfort her.

او به آرامی او را در آغوش گرفت تا او را آرام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید