culminate

[ایالات متحده]/ˈkʌlmɪneɪt/
[بریتانیا]/ˈkʌlmɪneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: به بالاترین نقطه رسیدن؛ به اوج یا بالاترین نقطه رسیدن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریculminating
قسمت سوم فعلculminated
زمان گذشتهculminated
شکل سوم شخص مفردculminates
جمعculminates

عبارات و ترکیب‌ها

culminate in

به اوج رسیدن

جملات نمونه

The gala culminated in a firework display.

جشنواره با نمایش آتش‌بازی به اوج خود رسید.

The tower culminates in a 40-foot spire.

برج به یک برج 40 فوتی ختم می‌شود.

A reading from Shakespeare culminates the performance.

اجرا با خوانشی از آثار شکسپیر به اوج می‌رسد.

Their marriage culminated their long friendship.

ازدواج آن‌ها دوستی طولانی آن‌ها را به اوج رساند.

habitual antagonism that culminated in open hostility.

ضدیت همیشگی که به خصومت آشکار منجر شد.

Years of waiting culminated in a tearful reunion.

سال‌ها انتظار در یک دیدار پر اشک به اوج رسید.

The ceremony culminated a long week of preparation.

مراسم یک هفته طولانی آماده‌سازی را به اوج رساند.

weeks of violence culminated in the brutal murder of a magistrate.

هفته ها خشونت به قتل وحشیانه یک قاضی رسید.

His career culminated in his appointment as manager.

حرفه‌ی او با انتصاب او به عنوان مدیر به اوج رسید.

her book culminated a research project on the symmetry studies of Escher.

کتاب او نقطه اوج یک پروژه تحقیقاتی در مورد مطالعات تقارن اثر اسشر بود.

Wear of the polyethylene counterface results in osteolysis and impingement, both of which culminate in aseptic loosening.

سایش سطح مقابل پلی‌اتیلن منجر به استئولیز و گیرکردگی می‌شود، که هر دو در نهایت منجر به شل شدن غیرعفونی می‌شوند.

نمونه‌های واقعی

The event culminates in what is known as the Keynote.

این رویداد در آنچه به عنوان سخنرانی اصلی شناخته می‌شود، به اوج می‌رسد.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

This move culminates in the 1935 Harlem riots.

این اقدام به شورش‌های هارلم در سال 1935 منجر می‌شود.

منبع: Crash Course in Drama

And all of that culminated into a firestorm that finally resulted in this release.

و همه آن موارد به یک طوفان آتشین تبدیل شد که در نهایت منجر به انتشار این محصول شد.

منبع: NPR News June 2016 Compilation

All that culminated in the nuclear accord in Geneva in November.

همه آن موارد به توافق هسته‌ای در ژنو در ماه نوامبر منجر شد.

منبع: VOA Standard December 2013 Collection

Every year, they culminate in platforms claiming record sales.

هر سال، آن‌ها به پلتفرم‌هایی منجر می‌شوند که ادعای فروش رکورددار دارند.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

The culmination of all these processes results in inadequate iron available for the production of hemoglobin.

نتیجه همه این فرآیندها منجر به کمبود آهن برای تولید هموگلوبین می‌شود.

منبع: Osmosis - Blood Cancer

It depletes their energy, culminating in disproportionate levels of damaging sentiment.

این باعث کاهش انرژی آن‌ها می‌شود و در نهایت منجر به سطوح نامتناسبی از احساسات آسیب‌زا می‌شود.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

This culminated in a global conflict that doomed the tsars, the Habsburgs-and the sultans.

این به یک جنگ جهانی منجر شد که تزارها، هابسبورگ‌ها و سلاطین را نابود کرد.

منبع: The Economist (Summary)

And all of it will culminate in Paris where our world finals will host.

و همه این موارد در پاریس به اوج خواهد رسید، جایی که فینال جهانی ما برگزار خواهد شد.

منبع: Popular Science Essays

The agreement envisions three years of joint governance that will culminate in a general election.

توافق‌نامه سه سال حکومت مشترک را پیش‌بینی می‌کند که به انتخابات عمومی منجر خواهد شد.

منبع: BBC Listening Collection July 2019

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید