culpa

[ایالات متحده]/ˈkʌlpə/
[بریتانیا]/ˈkʌlpə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سهل‌انگاری؛ خطا؛ گناه

عبارات و ترکیب‌ها

mea culpa

تقصیر من

culpa ex culpa

تقصیر ناشی از تقصیر

culpa in contrahendo

تقصیر در انعقاد قرارداد

culpa lata

تقصیر سنگین

culpa levis

تقصیر خفیف

culpa aquiliana

تقصیر جبرانی

culpa dolosa

تقصیر فریبکارانه

culpa probandi

تقصیر اثبات

culpa in eligendo

تقصیر در انتخاب

culpa in vigilando

تقصیر در مراقبت

جملات نمونه

it was my culpa for not studying harder.

تقصیر من بود که بیشتر مطالعه نکردم.

don't blame others; take responsibility for your culpa.

دیگران را مقصر ندانید؛ مسئولیت تقصیر خود را بپذیرید.

his culpa led to a major misunderstanding.

تقصیر او منجر به یک سوء تفاهم بزرگ شد.

she accepted her culpa and apologized sincerely.

او تقصیر خود را پذیرفت و صمیمانه عذرخواهی کرد.

we all make mistakes; it's part of being human and accepting our culpa.

ما همه اشتباه می کنیم؛ بخشی از ذات انسان است و تقصیر خود را پذیرفتن.

his culpa was forgetting the meeting time.

تقصیر او فراموش کردن زمان جلسه بود.

she learned from her culpa and improved her performance.

او از تقصیر خود درس گرفت و عملکرد خود را بهبود بخشید.

accepting your culpa is the first step to growth.

پذیرش تقصیر شما اولین قدم برای رشد است.

he acknowledged his culpa during the team discussion.

او تقصیر خود را در طول بحث تیم پذیرفت.

her culpa was not communicating effectively with the team.

تقصیر او برقراری ارتباط موثر با تیم نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید