culturatis

[ایالات متحده]/kʌlˈtʃʊərətɪs/
[بریتانیا]/kʌlˈtʃʊrətɪs/

ترجمه

n. فرد متمدن؛ عضو کلاس متمدن

عبارات و ترکیب‌ها

culturatis exchange

تبادل فرهنگی

culturatis impact

تاثیر فرهنگی

culturatis diversity

تنوع فرهنگی

culturatis awareness

آگاهی فرهنگی

culturatis integration

ادغام فرهنگی

culturatis values

ارزش‌های فرهنگی

culturatis dialogue

گفتگوی فرهنگی

culturatis heritage

میراث فرهنگی

culturatis representation

بازنمایی فرهنگی

جملات نمونه

culturatis is essential for understanding diverse societies.

فرهنگ‌شناسی برای درک جوامع متنوع ضروری است.

she has a strong sense of culturatis that helps her connect with others.

او حس قوی فرهنگ‌شناسی دارد که به او کمک می‌کند با دیگران ارتباط برقرار کند.

developing culturatis can enhance your career opportunities.

توسعه فرهنگ‌شناسی می‌تواند فرصت‌های شغلی شما را افزایش دهد.

his culturatis allows him to appreciate different art forms.

فرهنگ‌شناسی او به او اجازه می‌دهد تا اشکال هنری مختلف را ارزیابی کند.

we should promote culturatis in our education system.

ما باید فرهنگ‌شناسی را در سیستم آموزشی خود ترویج کنیم.

culturatis is crucial for effective communication in a globalized world.

فرهنگ‌شناسی برای برقراری ارتباط موثر در دنیای جهانی‌شده بسیار مهم است.

her culturatis enables her to navigate complex social situations.

فرهنگ‌شناسی او به او این امکان را می‌دهد تا موقعیت‌های اجتماعی پیچیده را مدیریت کند.

understanding culturatis can lead to greater empathy.

درک فرهنگ‌شناسی می‌تواند منجر به همدی بیشتر شود.

he often shares his insights on culturatis with his peers.

او اغلب دیدگاه‌های خود در مورد فرهنگ‌شناسی را با همسالان خود به اشتراک می‌گذارد.

culturatis plays a significant role in community building.

فرهنگ‌شناسی نقش مهمی در ایجاد جامعه ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید