cuneus

[ایالات متحده]/ˈkjuːniəs/
[بریتانیا]/ˈkjuːniəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار لوزی شکل در بال‌های جلو برخی حشرات

عبارات و ترکیب‌ها

left cuneus

نیمکره عاجی چپ

right cuneus

نیمکره عاجی راست

cuneus area

ناحیه‌ی عاج

cuneus function

عملکرد عاج

cuneus activation

فعال‌سازی عاج

cuneus lesion

ضایعه عاج

cuneus region

منطقه عاج

cuneus connectivity

اتصالات عاج

cuneus involvement

درگیری عاج

cuneus structure

ساختار عاج

جملات نمونه

the cuneus is an important part of the brain.

ناکسَن یک بخش مهم از مغز است.

research shows that the cuneus is involved in visual processing.

تحقیقات نشان می‌دهد که ناکسَن در پردازش بینایی نقش دارد.

damage to the cuneus can affect vision.

آسیب به ناکسَن می‌تواند بینایی را تحت تأثیر قرار دهد.

the cuneus is located in the occipital lobe.

ناکسَن در لوب اکسیپیتال قرار دارد.

scientists study the cuneus to understand visual perception.

دانشمندان ناکسَن را برای درک ادراک بینایی مطالعه می‌کنند.

functional mri can reveal activity in the cuneus.

ام آر آی کاربردی می‌تواند فعالیت در ناکسَن را نشان دهد.

the cuneus plays a role in spatial awareness.

ناکسَن در آگاهی فضایی نقش دارد.

injuries to the cuneus may lead to visual field defects.

آسیب‌های ناکسَن ممکن است منجر به نقص در میدان بینایی شود.

understanding the cuneus helps in treating visual disorders.

درک ناکسَن به درمان اختلالات بینایی کمک می‌کند.

the cuneus is involved in the integration of visual information.

ناکسَن در یکپارچه سازی اطلاعات بصری نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید