cusks

[ایالات متحده]/kʌs/
[بریتانیا]/kʌs/

ترجمه

n. یک نوع ماهی کاد

عبارات و ترکیب‌ها

cusks and cuss

دندان‌ها و فحاشی

cusks of fate

دندان‌های سرنوشت

cusks for luck

دندان‌ها برای خوش‌شانسی

cusks in silence

دندان‌ها در سکوت

cusks of joy

دندان‌های شادی

cusks of anger

دندان‌های خشم

cusks of despair

دندان‌های ناامیدی

cusks for fun

دندان‌ها برای تفریح

cusks in jest

دندان‌ها به شوخی

cusks of love

دندان‌های عشق

جملات نمونه

he carefully cusks the edges of the paper.

او با دقت لبه‌های کاغذ را می‌کند.

the artist cusks the canvas to create texture.

هنرمند سطح بوم را می‌کند تا بافت ایجاد کند.

she cusks the wood before applying the finish.

او چوب را قبل از اعمال روکش می‌کند.

the chef cusks the vegetables for a better presentation.

سرآشپز سبزیجات را می‌کند تا ارائه بهتری داشته باشد.

he cusks the edges of the photograph for a clean look.

او لبه‌های عکس را می‌کند تا ظاهری تمیز داشته باشد.

before framing, she cusks the picture to fit perfectly.

قبل از قاب‌بندی، او عکس را می‌کند تا کاملاً مناسب باشد.

they cusks the metal parts to ensure a snug fit.

آنها قطعات فلزی را می‌کنند تا تناسبی محکم را تضمین کنند.

the carpenter cusks the joints for better stability.

نجار اتصالات را می‌کند تا پایداری بیشتری داشته باشند.

she cusks the edges of the quilt for a neat finish.

او لبه‌های لحاف را می‌کند تا ظاهری مرتب داشته باشد.

he always cusks his shoes before going out.

او همیشه کفشش را می‌کند قبل از بیرون رفتن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید