cusks and cuss
دندانها و فحاشی
cusks of fate
دندانهای سرنوشت
cusks for luck
دندانها برای خوششانسی
cusks in silence
دندانها در سکوت
cusks of joy
دندانهای شادی
cusks of anger
دندانهای خشم
cusks of despair
دندانهای ناامیدی
cusks for fun
دندانها برای تفریح
cusks in jest
دندانها به شوخی
cusks of love
دندانهای عشق
he carefully cusks the edges of the paper.
او با دقت لبههای کاغذ را میکند.
the artist cusks the canvas to create texture.
هنرمند سطح بوم را میکند تا بافت ایجاد کند.
she cusks the wood before applying the finish.
او چوب را قبل از اعمال روکش میکند.
the chef cusks the vegetables for a better presentation.
سرآشپز سبزیجات را میکند تا ارائه بهتری داشته باشد.
he cusks the edges of the photograph for a clean look.
او لبههای عکس را میکند تا ظاهری تمیز داشته باشد.
before framing, she cusks the picture to fit perfectly.
قبل از قاببندی، او عکس را میکند تا کاملاً مناسب باشد.
they cusks the metal parts to ensure a snug fit.
آنها قطعات فلزی را میکنند تا تناسبی محکم را تضمین کنند.
the carpenter cusks the joints for better stability.
نجار اتصالات را میکند تا پایداری بیشتری داشته باشند.
she cusks the edges of the quilt for a neat finish.
او لبههای لحاف را میکند تا ظاهری مرتب داشته باشد.
he always cusks his shoes before going out.
او همیشه کفشش را میکند قبل از بیرون رفتن.
cusks and cuss
دندانها و فحاشی
cusks of fate
دندانهای سرنوشت
cusks for luck
دندانها برای خوششانسی
cusks in silence
دندانها در سکوت
cusks of joy
دندانهای شادی
cusks of anger
دندانهای خشم
cusks of despair
دندانهای ناامیدی
cusks for fun
دندانها برای تفریح
cusks in jest
دندانها به شوخی
cusks of love
دندانهای عشق
he carefully cusks the edges of the paper.
او با دقت لبههای کاغذ را میکند.
the artist cusks the canvas to create texture.
هنرمند سطح بوم را میکند تا بافت ایجاد کند.
she cusks the wood before applying the finish.
او چوب را قبل از اعمال روکش میکند.
the chef cusks the vegetables for a better presentation.
سرآشپز سبزیجات را میکند تا ارائه بهتری داشته باشد.
he cusks the edges of the photograph for a clean look.
او لبههای عکس را میکند تا ظاهری تمیز داشته باشد.
before framing, she cusks the picture to fit perfectly.
قبل از قاببندی، او عکس را میکند تا کاملاً مناسب باشد.
they cusks the metal parts to ensure a snug fit.
آنها قطعات فلزی را میکنند تا تناسبی محکم را تضمین کنند.
the carpenter cusks the joints for better stability.
نجار اتصالات را میکند تا پایداری بیشتری داشته باشند.
she cusks the edges of the quilt for a neat finish.
او لبههای لحاف را میکند تا ظاهری مرتب داشته باشد.
he always cusks his shoes before going out.
او همیشه کفشش را میکند قبل از بیرون رفتن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید