cuspidate leaf
برگ نوکتیز
cuspidate tooth
دندان نوکتیز
cuspidate form
فرم نوکتیز
cuspidate structure
ساختار نوکتیز
cuspidate growth
رشد نوکتیز
cuspidate apex
راس نوکتیز
cuspidate tip
سر نوکتیز
cuspidate projection
برآمدگی نوکتیز
cuspidate branch
شاخه نوکتیز
cuspidate feature
ویژگی نوکتیز
the cuspidate leaves of the plant are quite distinctive.
برگهای نوکتیز گیاه بسیار متمایز هستند.
many species of trees have cuspidate tips on their branches.
بسیاری از گونههای درختان دارای نوکهای نوکتیز در شاخههای خود هستند.
in botany, cuspidate refers to a pointed shape.
در گیاهشناسی، نوکتیز به شکل نوکتیز اشاره دارد.
we observed cuspidate teeth in some fossilized remains.
ما دندانهای نوکتیز را در برخی بقایای فسیلی مشاهده کردیم.
the cuspidate form of the flower makes it stand out.
شکل نوکتیز گل باعث میشود از دیگران متمایز شود.
some animals have cuspidate features that aid in hunting.
برخی از حیوانات دارای ویژگیهای نوکتیز هستند که به شکار کمک میکند.
her drawings often include cuspidate shapes for emphasis.
نقاشیهای او اغلب شامل اشکال نوکتیز برای تاکید است.
the cuspidate design of the building is quite modern.
طراحی نوکتیز ساختمان بسیار مدرن است.
in geology, cuspidate formations can indicate erosion.
در زمینشناسی، شکلگیریهای نوکتیز میتواند نشاندهنده فرسایش باشد.
he described the cuspidate structure of the ancient ruins.
او ساختار نوکتیز ویرانههای باستانی را توصیف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید