cynicisms

[ایالات متحده]/'sɪnɪsɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ˈsɪnɪˌsɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمسخر; اظهارات کنایه‌آمیز; تحقیر نسبت به جهان; عدم باور به صداقت یا نیکی انگیزه‌های انسانی; بدبینی

جملات نمونه

the increase in Washington's cynicism quotient.

افزایش ضریب cynicism در واشنگتن.

There was not a trace of cynicism in his voice.

حتی ذره‌ای cynicism در صدای او وجود نداشت.

He spoke in a tone of weary cynicism.

او با لحنی خسته کننده و cynical صحبت کرد.

his expression hovered between cynicism and puzzlement.

حالت چهره او بین cynicism و سردرگمی معلق بود.

the public cynicism aroused by governmental scandals.

بی‌اعتمادی عمومی که توسط رسوایی‌های دولتی برانگیخته شده است.

I prefer my cynicism to your self-deceiving optimism.

من cynicism خودم را به خوش‌بینی فریبنده شما ترجیح می‌دهم.

This cynicism makes today’s young people hard to predict.

این cynicism باعث می‌شود پیش‌بینی جوانان امروزی دشوار باشد.

She viewed his new interest in her with cynicism.

او با cynicism به علاقه جدید او به خود نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید