daimon

[ایالات متحده]/ˈdeɪmən/
[بریتانیا]/ˈdeɪmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(=شیطان) موجودی ماورایی که اغلب با شر مرتبط است؛ روح نگهبان یا نیروی راهنما
Word Forms
جمعdaimons

عبارات و ترکیب‌ها

daimon spirit

روح دایمون

daimon guide

راهنمای دایمون

daimon presence

حضور دایمون

daimon whisper

نجوای دایمون

daimon energy

انرژی دایمون

daimon influence

تاثیر دایمون

daimon force

نیروی دایمون

daimon essence

جوهر دایمون

daimon aspect

جنبه دایمون

daimon nature

طبیعت دایمون

جملات نمونه

every person has a daimon that guides them.

هر فردی دارای یک دایمن است که آنها را راهنمایی می‌کند.

her daimon encouraged her to pursue her dreams.

دایمن او او را تشویق کرد تا دنبال رویای خود برود.

he believes his daimon is watching over him.

او معتقد است که دایمن او از او محافظت می‌کند.

finding your daimon can lead to personal growth.

پیدا کردن دایمن شما می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

the concept of a daimon is rooted in ancient philosophy.

مفهوم دایمن ریشه در فلسفه باستانی دارد.

many artists claim their daimon inspires their creativity.

بسیاری از هنرمندان ادعا می‌کنند که دایمن آنها الهام‌بخش خلاقیت آنهاست.

in mythology, a daimon often represents a person's inner self.

در اساطیر، یک دایمن اغلب نمایانگر ذات درونی یک فرد است.

she felt a strong connection to her daimon during meditation.

او در هنگام مدیتیشن ارتباط قوی با دایمن خود احساس کرد.

understanding your daimon can help you make better decisions.

درک دایمن شما می‌تواند به شما کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیرید.

he often reflects on the messages from his daimon.

او اغلب به پیام‌های دایمن خود فکر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید