Berkeley was my last dalliance with the education system.
برکلی آخرین ارتباط من با سیستم آموزشی بود.
In February 1967, she began a dalliance with Robin Douglas-Home, 35, a talented and troubled pianist and the nephew of a former prime minister.
در فوریه 1967، او ارتباطی با رابین داگلاس-هوم، 35 ساله، یک پیانیست بااستعداد و پریشان و نپوی یک نخست وزیر سابق، آغاز کرد.
a brief dalliance with the idea of quitting his job
یک ارتباط کوتاه با این ایده که شغل خود را ترک کند.
to engage in a dalliance with danger
برای درگیر شدن با خطر.
to have a dalliance with someone's emotions
برای ارتباط با احساسات کسی.
to end a dalliance
برای پایان دادن به یک ارتباط.
to enjoy a brief dalliance with fame
برای لذت بردن از یک ارتباط کوتاه با شهرت.
to have a dalliance with luxury
برای ارتباط با تجمل.
Berkeley was my last dalliance with the education system.
برکلی آخرین ارتباط من با سیستم آموزشی بود.
In February 1967, she began a dalliance with Robin Douglas-Home, 35, a talented and troubled pianist and the nephew of a former prime minister.
در فوریه 1967، او ارتباطی با رابین داگلاس-هوم، 35 ساله، یک پیانیست بااستعداد و پریشان و نپوی یک نخست وزیر سابق، آغاز کرد.
a brief dalliance with the idea of quitting his job
یک ارتباط کوتاه با این ایده که شغل خود را ترک کند.
to engage in a dalliance with danger
برای درگیر شدن با خطر.
to have a dalliance with someone's emotions
برای ارتباط با احساسات کسی.
to end a dalliance
برای پایان دادن به یک ارتباط.
to enjoy a brief dalliance with fame
برای لذت بردن از یک ارتباط کوتاه با شهرت.
to have a dalliance with luxury
برای ارتباط با تجمل.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید