do my damndest
تمام تلاشم کن
try my damndest
سعی کن تمام توانت را به کار بگیری
give my damndest
تمام تلاش خود را انجام بده
make my damndest
تمام توانم را به کار بگیر
damndest thing
بدترین چیز
damndest job
سخت ترین کار
damndest effort
بزرگترین تلاش
damndest time
بدترین زمان
damndest mess
بدترین آشفتگی
damndest thing ever
بدترین چیزی که تا به حال دیدهام
she tried her damndest to finish the project on time.
او تمام تلاش خود را برای اتمام پروژه به موقع انجام داد.
he gave his damndest in the competition.
او تمام تلاش خود را در مسابقه به کار برد.
they did their damndest to make the event a success.
آنها تمام تلاش خود را برای موفقیت آمیز کردن رویداد انجام دادند.
we need to do our damndest to meet the deadline.
ما باید تمام تلاش خود را برای رعایت مهلت انجام دهیم.
she put her damndest into the presentation.
او تمام تلاش خود را در ارائه به کار برد.
he always does his damndest to help others.
او همیشه تمام تلاش خود را برای کمک به دیگران انجام می دهد.
they are doing their damndest to improve their skills.
آنها تمام تلاش خود را برای بهبود مهارت های خود انجام می دهند.
she gave her damndest to win the championship.
او تمام تلاش خود را برای برنده شدن در مسابقات انجام داد.
he will do his damndest to fix the issue.
او تمام تلاش خود را برای رفع مشکل انجام خواهد داد.
we did our damndest to support the cause.
ما تمام تلاش خود را برای حمایت از این موضوع انجام دادیم.
do my damndest
تمام تلاشم کن
try my damndest
سعی کن تمام توانت را به کار بگیری
give my damndest
تمام تلاش خود را انجام بده
make my damndest
تمام توانم را به کار بگیر
damndest thing
بدترین چیز
damndest job
سخت ترین کار
damndest effort
بزرگترین تلاش
damndest time
بدترین زمان
damndest mess
بدترین آشفتگی
damndest thing ever
بدترین چیزی که تا به حال دیدهام
she tried her damndest to finish the project on time.
او تمام تلاش خود را برای اتمام پروژه به موقع انجام داد.
he gave his damndest in the competition.
او تمام تلاش خود را در مسابقه به کار برد.
they did their damndest to make the event a success.
آنها تمام تلاش خود را برای موفقیت آمیز کردن رویداد انجام دادند.
we need to do our damndest to meet the deadline.
ما باید تمام تلاش خود را برای رعایت مهلت انجام دهیم.
she put her damndest into the presentation.
او تمام تلاش خود را در ارائه به کار برد.
he always does his damndest to help others.
او همیشه تمام تلاش خود را برای کمک به دیگران انجام می دهد.
they are doing their damndest to improve their skills.
آنها تمام تلاش خود را برای بهبود مهارت های خود انجام می دهند.
she gave her damndest to win the championship.
او تمام تلاش خود را برای برنده شدن در مسابقات انجام داد.
he will do his damndest to fix the issue.
او تمام تلاش خود را برای رفع مشکل انجام خواهد داد.
we did our damndest to support the cause.
ما تمام تلاش خود را برای حمایت از این موضوع انجام دادیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید