dankness

[ایالات متحده]/ˈdæŋknəs/
[بریتانیا]/ˈdæŋk.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت مرطوب، نمناک یا خیس بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dankness level

سطح شرنگ

dankness factor

ضریب شرنگ

dankness index

شاخص شرنگ

dankness issue

مشکل شرنگ

dankness control

کنترل شرنگ

dankness environment

محیط شرنگ

dankness assessment

ارزیابی شرنگ

dankness measurement

اندازه گیری شرنگ

dankness problem

مشکل شرنگ

dankness sensation

احساس شرنگ

جملات نمونه

the dankness of the basement made it feel uninviting.

بوی نمناک بودن زیرزمین باعث می‌شد احساس ناخوشایندی داشته باشد.

after the rain, the air was filled with a sense of dankness.

بعد از باران، هوا مملو از حس نم بود.

he couldn't shake off the dankness that clung to his clothes.

او نمی‌توانست نم را که به لباس‌هایش چسبیده بود، از بین ببرد.

the dankness of the cave was overwhelming.

نم بودن غار طاقت‌فرسا بود.

she wrinkled her nose at the dankness of the old library.

او با دیدن نم بودن کتابخانه قدیمی، بینی خود را منقبض کرد.

the dankness in the air hinted at an approaching storm.

نم بودن هوا نشان‌دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفان بود.

he found comfort in the dankness of the forest after his long hike.

او بعد از پیاده‌روی طولانی‌اش در نم بودن جنگل احساس آرامش کرد.

the dankness of the old house made it feel haunted.

نم بودن خانه قدیمی باعث می‌شد احساس کند که ارواح در آن حضور دارند.

they decided to ventilate the room to reduce the dankness.

آنها تصمیم گرفتند اتاق را تهویه کنند تا از شر نم بودن خلاص شوند.

he loved the earthy smell of the dankness after the rain.

او بوی خاکی نم بودن بعد از باران را دوست داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید