dappling

[ایالات متحده]/ˈdæplɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdæplɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. لکه‌دار کردن \nvi. لکه‌دار شدن \nn. الگوی لکه‌دار \nadj. دارای لکه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

dappling light

نور ملایم

dappling shade

سایه ملایم

dappling effect

اثر ملایم

dappling pattern

الگوی ملایم

dappling leaves

برگ‌های ملایم

dappling sunlight

نور خورشید ملایم

dappling colors

رنگ‌های ملایم

dappling surface

سطح ملایم

dappling water

آب ملایم

dappling shadows

سایه‌های ملایم

جملات نمونه

the sunlight was dappling through the leaves of the trees.

نور خورشید از میان برگ‌های درختان می‌تابید.

she loved the dappling effect of light on the water.

او عاشق اثر سایه‌روشن نور روی آب بود.

the artist captured the dappling of shadows in her painting.

هنرمند سایه‌روشن‌ها را در نقاشی خود به تصویر کشید.

the garden was filled with dappling sunlight in the afternoon.

باغ در بعد از ظهر با نور خورشید سایه‌روشن پر شده بود.

the dappling of colors in the autumn leaves was breathtaking.

سایه‌روشن رنگ‌ها در برگ‌های پاییزی نفس‌گیر بود.

he enjoyed walking in the dappling shade of the forest.

او از قدم زدن در سایه سایه‌روشن جنگل لذت می‌برد.

the dappling pattern on the wall added character to the room.

الگوی سایه‌روشن روی دیوار به اتاق شخصیت می‌بخشید.

they sat on the grass, enjoying the dappling light above.

آنها روی چمن نشستند و از نور سایه‌روشن بالای سرشان لذت بردند.

the dappling of light made the landscape look magical.

سایه‌روشن نور باعث شد منظره جادویی به نظر برسد.

in spring, the dappling of blossoms created a beautiful scene.

در بهار، سایه‌روشن شکوفه‌ها صحنه‌ای زیبا ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید