darning needle
سوزن وصل
darning egg
تخم وصل
darning stitch
درز وصل
darning technique
تکنیک وصل
darning wool
پشم وصل
darning method
روش وصل
darning socks
جوراب وصل
darning fabric
پارچه وصل
darning repairs
تعمیرات وصل
darning patch
پارچه وصل
she spent the afternoon darning her favorite sweater.
او بعد از ظهر در حال وصله زدن ژاکت مورد علاقه اش بود.
darning is a useful skill for repairing clothes.
وصله زدن یک مهارت مفید برای تعمیر لباس است.
he learned darning from his grandmother.
او وصله زدن را از مادربزرگش یاد گرفت.
after the accident, she had to do some darning on her jeans.
پس از حادثه، او مجبور شد روی شلوارهای خود وصله بزند.
darning can extend the life of your favorite garments.
وصله زدن می تواند عمر لباس های مورد علاقه شما را افزایش دهد.
he found darning to be a relaxing activity.
او وصله زدن را یک فعالیت آرامش بخش یافت.
she prefers darning over throwing away damaged clothes.
او ترجیح می دهد به جای دور انداختن لباس های آسیب دیده، وصله بزند.
many people have forgotten the art of darning.
بسیاری از مردم هنر وصله زدن را فراموش کرده اند.
with some practice, darning can be done quickly.
با کمی تمرین، می توان به سرعت وصله زد.
darning requires patience and attention to detail.
وصله زدن نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.
darning needle
سوزن وصل
darning egg
تخم وصل
darning stitch
درز وصل
darning technique
تکنیک وصل
darning wool
پشم وصل
darning method
روش وصل
darning socks
جوراب وصل
darning fabric
پارچه وصل
darning repairs
تعمیرات وصل
darning patch
پارچه وصل
she spent the afternoon darning her favorite sweater.
او بعد از ظهر در حال وصله زدن ژاکت مورد علاقه اش بود.
darning is a useful skill for repairing clothes.
وصله زدن یک مهارت مفید برای تعمیر لباس است.
he learned darning from his grandmother.
او وصله زدن را از مادربزرگش یاد گرفت.
after the accident, she had to do some darning on her jeans.
پس از حادثه، او مجبور شد روی شلوارهای خود وصله بزند.
darning can extend the life of your favorite garments.
وصله زدن می تواند عمر لباس های مورد علاقه شما را افزایش دهد.
he found darning to be a relaxing activity.
او وصله زدن را یک فعالیت آرامش بخش یافت.
she prefers darning over throwing away damaged clothes.
او ترجیح می دهد به جای دور انداختن لباس های آسیب دیده، وصله بزند.
many people have forgotten the art of darning.
بسیاری از مردم هنر وصله زدن را فراموش کرده اند.
with some practice, darning can be done quickly.
با کمی تمرین، می توان به سرعت وصله زد.
darning requires patience and attention to detail.
وصله زدن نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید