dastard

[ایالات متحده]/ˈdɑːstəd/
[بریتانیا]/ˈdæstərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جبون; شخص پست
adj. جبونانه; حقیر
Word Forms
جمعdastards

عبارات و ترکیب‌ها

dastard act

عمل پست

dastard deed

عمل پست

dastardly trick

حقه پست

dastard heart

قلب پست

dastard villain

خبیث پست

dastard move

حرکت پست

dastard plan

برنامه پست

dastard traitor

خائن پست

dastard behavior

رفتار پست

dastard scheme

طرح پست

جملات نمونه

the dastard betrayed his friends for personal gain.

او خائن دوستان خود را به خاطر سود شخصی فریب داد.

everyone knew he was a dastard for avoiding responsibility.

همه می‌دانستند که او به دلیل فرار از مسئولیت، یک خائن بود.

she called him a dastard for his cowardly actions.

او او را به خاطر اعمال ترسناکش، خائن نامید.

the dastardly plan was foiled by the brave hero.

طرح خائنانه توسط قهرمان شجاع خنثی شد.

his dastard demeanor made it hard to trust him.

رفتار خائنانه‌اش باعث می‌شد به سختی به او اعتماد کرد.

they exposed the dastard behind the scandal.

آنها خائن پشت پرده رسوایی را افشا کردند.

in the story, the dastard meets his downfall.

در داستان، خائن دچار شکست می‌شود.

his dastardly actions shocked the entire community.

اعمال خائنانه‌اش کل جامعه را شوکه کرد.

being called a dastard can be quite humiliating.

اینکه به او خائن بگویند می‌تواند بسیار تحقیرآمیز باشد.

the dastard plotted against his rivals in secret.

خائن به طور مخفیانه علیه رقبای خود توطئه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید