datebook

[ایالات متحده]/ˈdeɪt.bʊk/
[بریتانیا]/ˈdeɪt.bʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتابی برای ثبت تاریخ‌ها و قرارهای مهم
Word Forms
جمعdatebooks

عبارات و ترکیب‌ها

open datebook

باز کردن دفترچه

check datebook

بررسی دفترچه

fill datebook

پر کردن دفترچه

update datebook

به‌روزرسانی دفترچه

share datebook

اشتراک گذاری دفترچه

print datebook

چاپ دفترچه

review datebook

بازبینی دفترچه

organize datebook

مرتب‌سازی دفترچه

create datebook

ایجاد دفترچه

set datebook

تنظیم دفترچه

جملات نمونه

i need to check my datebook for any appointments.

من باید تقویم خود را برای هرگونه قرار ملاقات بررسی کنم.

she always carries her datebook to stay organized.

او همیشه تقویم خود را برای منظم ماندن همراه دارد.

make sure to write down the meeting in your datebook.

مطمئن شوید که جلسه را در تقویم خود یادداشت کنید.

his datebook is filled with important deadlines.

تقویم او مملو از مهلت های مهم است.

can you remind me to update my datebook?

می‌توانید به من یادآوری کنید که تقویم خود را به‌روزرسانی کنم؟

she uses a digital datebook to manage her tasks.

او از یک تقویم دیجیتال برای مدیریت وظایف خود استفاده می‌کند.

don't forget to check your datebook before making plans.

قبل از برنامه ریزی، بررسی تقویم خود را فراموش نکنید.

he has a habit of writing in his datebook every morning.

او عادت دارد هر روز صبح در تقویم خود یادداشت کند.

my datebook helps me prioritize my daily activities.

تقویم من به من کمک می‌کند فعالیت‌های روزانه خود را اولویت‌بندی کنم.

she marked her vacation dates in her datebook.

او تاریخ‌های تعطیلات خود را در تقویم خود علامت گذاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید