deaminized

[ایالات متحده]/diːˈæmɪnaɪzd/
[بریتانیا]/diˈæmɪnaɪzd/

ترجمه

vt. یک گروه آمینو را از یک ترکیب حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deaminized protein

پروتئین دآمینیزه

deaminized amino acids

اسیدهای آمینه دآمینیزه

deaminized substrate

سابسترات دآمینیزه

deaminized sample

نمونه دآمینیزه

deaminized solution

محلول دآمینیزه

deaminized extract

استخراج دآمینیزه

deaminized enzyme

آنزیم دآمینیزه

deaminized fermentation

تخمیر دآمینیزه

deaminized compound

ترکیب دآمینیزه

deaminized product

محصول دآمینیزه

جملات نمونه

the deaminized protein was more easily absorbed by the body.

پروتئین دئامینیزه راحت‌تر توسط بدن جذب می‌شد.

researchers found that deaminized rna could enhance gene expression.

محققان دریافتند که RNA دئامینیزه می‌تواند بیان ژن را افزایش دهد.

the process of deaminized dna is crucial for genetic studies.

فرآیند DNA دئامینیزه برای مطالعات ژنتیکی بسیار مهم است.

deaminized enzymes showed improved activity in the experiment.

آنزیم‌های دئامینیزه فعالیت بهبود یافته‌ای در آزمایش نشان دادند.

scientists are investigating the effects of deaminized compounds.

دانشمندان در حال بررسی اثرات ترکیبات دئامینیزه هستند.

deaminized peptides can be used in various therapeutic applications.

پپتیدهای دئامینیزه می‌توانند در کاربردهای درمانی مختلف مورد استفاده قرار گیرند.

the deaminized form of the molecule is more stable.

فرم دئامینیزه مولکول پایدارتر است.

in the lab, we tested the deaminized version of the drug.

در آزمایشگاه، نسخه دئامینیزه دارو را آزمایش کردیم.

deaminized substrates were preferred for the reaction.

زیرلایه های دئامینیزه برای واکنش ترجیح داده شدند.

the study focused on deaminized nucleotides and their roles.

مطالعه بر نوکلئوتیدهای دئامینیزه و نقش آنها متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید