debossed

[ایالات متحده]/[dɪˈbɒst]/
[بریتانیا]/[dɪˈbɒst]/

ترجمه

v. چاپ یک طرح روی سطح به گونه‌ای که آن پایین‌تر از منطقه اطراف باشد.
v. (گذشته‌ی زمانی deboss) گذشته‌ی زمانی deboss.
adj. دارای یک طرح یا الگوی گریبان‌خورده یا چاپ‌شده به سمت داخل.

عبارات و ترکیب‌ها

debossed logo

لوگوی فرورفته

debossed design

طراحی فرورفته

debossed metal

فلز فرورفته

debossed surface

سطح فرورفته

he debossed it

او آن را فرورفاند

they debossed

آن را فرورفاندند

debossed lettering

خط فرورفته

being debossed

در حال فرورفتن

جملات نمونه

the invitation card featured debossed lettering in gold.

کارت دعوت با حروف فلزی ته‌گیچه شده طلایی داشت.

we opted for debossed logos on the product packaging.

ما تصمیم گرفتیم از لوگوی ته‌گیچه شده روی بسته‌بندی محصول استفاده کنیم.

the book cover had a subtle debossed design.

پوسته کتاب دارای طراحی ته‌گیچه شده نرمی بود.

the company's name was elegantly debossed into the leather.

نام شرکت به‌طور ظریفی در جلد ته‌گیچه شده بود.

the debossed pattern added a tactile element to the box.

الگوی ته‌گیچه شده یک عنصر لمسی به جعبه اضافه کرد.

they used a debossed effect to create a vintage feel.

آنها از اثر ته‌گیچه شده برای ایجاد حس گذشته‌گرایی استفاده کردند.

the debossed text was barely visible on the dark background.

متن ته‌گیچه شده روی پس‌زمینه تاریک تقریباً قابل دیدن نبود.

we requested a debossed image of the company logo.

ما یک تصویر ته‌گیچه شده از لوگوی شرکت را درخواست دادیم.

the debossed details enhanced the product's premium look.

جزئیات ته‌گیچه شده ظاهر ارزشمند محصول را افزایش داد.

the paper stock allowed for a crisp, debossed impression.

نوع کاغذ به یک ته‌گیچه واضح اجازه داد.

the debossed artwork was a unique branding element.

کار هنری ته‌گیچه شده یک عنصر برندینگ منحصر به فرد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید