debouching

[ایالات متحده]/dɪˈbuːtʃɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈbuːtʃɪŋ/

ترجمه

vi. به فضای وسیع سرازیر شدن
vt. باعث سرازیر شدن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

debouching river

رودخانه خروجی

debouching stream

جویبار خروجی

debouching valley

دره خروجی

debouching area

منطقه خروجی

debouching point

نقطه خروجی

debouching channel

کانال خروجی

debouching site

محل خروجی

debouching flow

جریان خروجی

debouching waters

آب‌های خروجی

debouching outlet

دهانه خروجی

جملات نمونه

the river is debouching into the ocean.

رودخانه به اقیانوس می‌ریزد.

they found a path debouching from the forest.

آنها مسیری را که از جنگل خارج می‌شد، پیدا کردند.

the valley debouches into a wide plain.

دره به یک دشت وسیع می‌ریزد.

the stream debouches at the base of the hill.

جریان آب در پایین تپه به پایان می‌رسد.

we watched the waterfall debouch into the lake.

ما شاهد بودیم که آبشار به دریاچه می‌ریزد.

the road debouches onto the main highway.

جاده به بزرگراه اصلی می‌ریزد.

after hiking, we reached a point debouching into a beautiful view.

بعد از پیاده‌روی، ما به نقطه‌ای رسیدیم که به منظره‌ای زیبا می‌رسید.

the tunnel debouches into a busy street.

تونل به یک خیابان شلوغ می‌ریزد.

the path debouches near the old castle.

مسیر نزدیک قلعه قدیمی به پایان می‌رسد.

the trail debouches into a scenic overlook.

مسیر به یک نقطه دیدنی می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید