debugs code
اشکالزدایی کد
debugs errors
اشکالزدایی خطاها
debugs scripts
اشکالزدایی اسکریپتها
debugs programs
اشکالزدایی برنامهها
debugs applications
اشکالزدایی برنامههای کاربردی
debugs functions
اشکالزدایی توابع
debugs modules
اشکالزدایی ماژولها
debugs features
اشکالزدایی ویژگیها
debugs systems
اشکالزدایی سیستمها
debugs tools
اشکالزدایی ابزارها
the software engineer debugs the code regularly.
مهندس نرمافزار به طور منظم کد را اشکالزدایی میکند.
she debugs the application to find the errors.
او برنامه را برای یافتن خطاها اشکالزدایی میکند.
he often debugs his programs late at night.
او اغلب برنامههای خود را تا دیروقت اشکالزدایی میکند.
the team debugs the system before the launch.
تیم سیستم را قبل از راهاندازی اشکالزدایی میکند.
she debugs the software using various tools.
او نرمافزار را با استفاده از ابزارهای مختلف اشکالزدایی میکند.
he debugs the game to improve performance.
او بازی را برای بهبود عملکرد اشکالزدایی میکند.
the developer debugs the app after receiving feedback.
توسعهدهنده برنامه را پس از دریافت بازخورد اشکالزدایی میکند.
they frequently debug their projects in the lab.
آنها اغلب پروژههای خود را در آزمایشگاه اشکالزدایی میکنند.
she debugs the website to enhance user experience.
او وب سایت را برای بهبود تجربه کاربر اشکالزدایی میکند.
the technician debugs the hardware issues efficiently.
تکنسین مشکلات سختافزار را به طور مؤثر اشکالزدایی میکند.
debugs code
اشکالزدایی کد
debugs errors
اشکالزدایی خطاها
debugs scripts
اشکالزدایی اسکریپتها
debugs programs
اشکالزدایی برنامهها
debugs applications
اشکالزدایی برنامههای کاربردی
debugs functions
اشکالزدایی توابع
debugs modules
اشکالزدایی ماژولها
debugs features
اشکالزدایی ویژگیها
debugs systems
اشکالزدایی سیستمها
debugs tools
اشکالزدایی ابزارها
the software engineer debugs the code regularly.
مهندس نرمافزار به طور منظم کد را اشکالزدایی میکند.
she debugs the application to find the errors.
او برنامه را برای یافتن خطاها اشکالزدایی میکند.
he often debugs his programs late at night.
او اغلب برنامههای خود را تا دیروقت اشکالزدایی میکند.
the team debugs the system before the launch.
تیم سیستم را قبل از راهاندازی اشکالزدایی میکند.
she debugs the software using various tools.
او نرمافزار را با استفاده از ابزارهای مختلف اشکالزدایی میکند.
he debugs the game to improve performance.
او بازی را برای بهبود عملکرد اشکالزدایی میکند.
the developer debugs the app after receiving feedback.
توسعهدهنده برنامه را پس از دریافت بازخورد اشکالزدایی میکند.
they frequently debug their projects in the lab.
آنها اغلب پروژههای خود را در آزمایشگاه اشکالزدایی میکنند.
she debugs the website to enhance user experience.
او وب سایت را برای بهبود تجربه کاربر اشکالزدایی میکند.
the technician debugs the hardware issues efficiently.
تکنسین مشکلات سختافزار را به طور مؤثر اشکالزدایی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید