debugs

[ایالات متحده]/dɪˈbʌɡs/
[بریتانیا]/dɪˈbʌɡs/

ترجمه

v. دستگاه‌های شنود را حذف می‌کند؛ نقص‌ها را از بین می‌برد

عبارات و ترکیب‌ها

debugs code

اشکال‌زدایی کد

debugs errors

اشکال‌زدایی خطاها

debugs scripts

اشکال‌زدایی اسکریپت‌ها

debugs programs

اشکال‌زدایی برنامه‌ها

debugs applications

اشکال‌زدایی برنامه‌های کاربردی

debugs functions

اشکال‌زدایی توابع

debugs modules

اشکال‌زدایی ماژول‌ها

debugs features

اشکال‌زدایی ویژگی‌ها

debugs systems

اشکال‌زدایی سیستم‌ها

debugs tools

اشکال‌زدایی ابزارها

جملات نمونه

the software engineer debugs the code regularly.

مهندس نرم‌افزار به طور منظم کد را اشکال‌زدایی می‌کند.

she debugs the application to find the errors.

او برنامه را برای یافتن خطاها اشکال‌زدایی می‌کند.

he often debugs his programs late at night.

او اغلب برنامه‌های خود را تا دیروقت اشکال‌زدایی می‌کند.

the team debugs the system before the launch.

تیم سیستم را قبل از راه‌اندازی اشکال‌زدایی می‌کند.

she debugs the software using various tools.

او نرم‌افزار را با استفاده از ابزارهای مختلف اشکال‌زدایی می‌کند.

he debugs the game to improve performance.

او بازی را برای بهبود عملکرد اشکال‌زدایی می‌کند.

the developer debugs the app after receiving feedback.

توسعه‌دهنده برنامه را پس از دریافت بازخورد اشکال‌زدایی می‌کند.

they frequently debug their projects in the lab.

آنها اغلب پروژه‌های خود را در آزمایشگاه اشکال‌زدایی می‌کنند.

she debugs the website to enhance user experience.

او وب سایت را برای بهبود تجربه کاربر اشکال‌زدایی می‌کند.

the technician debugs the hardware issues efficiently.

تکنسین مشکلات سخت‌افزار را به طور مؤثر اشکال‌زدایی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید