debugging process
فرآیند اشکالزدایی
debugging tool
ابزار اشکالزدایی
system debug
اشکالزدایی سیستم
debug mode
حالت اشکالزدایی
debug monitor
مانیتور اشکالزدایی
debug a conference room.
عیبیابی یک اتاق کنفرانس.
debug a spacecraft before launch; debug a computer program.
رفع اشکال یک فضاپیما قبل از پرتاب؛ رفع اشکال یک برنامه کامپیوتری.
For the limit of circumstance, service, cost ...etc, people could not always dispend real targets to debug the design in the process of designing a radar.
به دلیل محدودیت شرایط، خدمات، هزینه و غیره، مردم همیشه نمیتوانستند اهداف واقعی برای اشکالزدایی طراحی در فرآیند طراحی یک رادار را تعیین کنند.
It's important to debug the code before releasing it.
قبل از انتشار آن، اشکالزدایی کد مهم است.
The developers need to debug the software to fix any issues.
توسعهدهندگان باید نرمافزار را برای رفع هرگونه مشکل اشکالزدایی کنند.
I spent hours trying to debug this program.
من ساعتها وقت صرف کردم تا سعی کنم این برنامه را اشکالزدایی کنم.
He is skilled at debugging complex systems.
او در اشکالزدایی سیستمهای پیچیده مهارت دارد.
Debugging is a crucial part of the software development process.
اشکالزدایی بخش مهمی از فرآیند توسعه نرمافزار است.
She used various tools to debug the application.
او از ابزارهای مختلف برای اشکالزدایی برنامه استفاده کرد.
The team worked together to debug the issues in the code.
تیم برای اشکالزدایی مشکلات کد با هم همکاری کردند.
Debugging requires patience and attention to detail.
اشکالزدایی نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.
They hired a specialist to help debug the system.
آنها یک متخصص استخدام کردند تا به اشکالزدایی سیستم کمک کند.
Debugging can be a challenging but rewarding task.
اشکالزدایی میتواند یک کار چالشبرانگیز اما پاداشدهنده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید