decile

[ایالات متحده]/ˈdɛsaɪl/
[بریتانیا]/ˈdɛsaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از ده بخش مساوی که یک جمعیت می‌تواند به آن تقسیم شود
adj. مربوط به یا نشان‌دهنده یک دسیل

عبارات و ترکیب‌ها

top decile

دهک بالا

bottom decile

دهک پایین

decile ranking

رتبه‌بندی دهک

decile group

گروه دهک

decile analysis

تجزیه و تحلیل دهک

decile score

نمره دهک

decile distribution

توزیع دهک

decile cutoff

حد دهک

decile method

روش دهک

decile threshold

آستانه دهک

جملات نمونه

the income was divided into deciles for analysis.

درآمد به دهک‌ها برای تجزیه و تحلیل تقسیم شد.

in the decile ranking, the top 10% earn significantly more.

در رتبه‌بندی دهک، ۱۰ درصد برتر به طور قابل توجهی بیشتر درآمد دارند.

we examined the decile distribution of test scores.

ما توزیع دهک نمرات آزمون را بررسی کردیم.

the decile method helps in understanding income inequality.

روش دهک به درک نابرابری درآمد کمک می‌کند.

each decile represents a different segment of the population.

هر دهک نشان‌دهنده یک بخش متفاوت از جمعیت است.

data was categorized into deciles for clearer insights.

داده‌ها برای درک بهتر در دهک‌ها طبقه‌بندی شدند.

the decile approach is useful in educational assessments.

رویکرد دهک در ارزیابی‌های آموزشی مفید است.

analyzing deciles can reveal trends over time.

تجزیه و تحلیل دهک‌ها می‌تواند روندها را در طول زمان نشان دهد.

we compared the decile rankings of different regions.

ما رتبه‌بندی دهک مناطق مختلف را مقایسه کردیم.

understanding deciles can aid in policy-making decisions.

درک دهک‌ها می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های سیاست‌گذاری کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید