decimator

[ایالات متحده]/ˈdɛsɪmeɪtə/
[بریتانیا]/ˈdɛsɪˌmeɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که یکی از هر ده نفر را می‌کشد؛ کسی که ویرانی عظیمی ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

decimator tool

ابزار دسیماتور

decimator effect

اثر دسیماتور

decimator mode

حالت دسیماتور

decimator settings

تنظیمات دسیماتور

decimator algorithm

الگوریتم دسیماتور

decimator function

تابع دسیماتور

decimator process

فرآیند دسیماتور

decimator output

خروجی دسیماتور

decimator feature

ویژگی دسیماتور

decimator plugin

پلاگین دسیماتور

جملات نمونه

the decimator caused significant damage to the enemy forces.

دسیماتور باعث آسیب جدی به نیروهای دشمن شد.

in the game, the decimator is a powerful weapon.

در بازی، دسیماتور یک سلاح قدرتمند است.

they used a decimator to reduce the population of pests.

آنها از دسیماتور برای کاهش جمعیت آفات استفاده کردند.

the decimator's impact was felt across the battlefield.

اثر دسیماتور در سراسر میدان جنگ احساس شد.

his harsh words acted as a decimator of her confidence.

کلمات سخت او به عنوان یک دسیماتور اعتماد او عمل کرد.

the decimator technology was advanced for its time.

فناوری دسیماتور برای زمان خود پیشرفته بود.

they feared the decimator would destroy their crops.

آنها از این که دسیماتور محصولات آنها را نابود می کند می ترسیدند.

the decimator swept through the region, leaving devastation.

دسیماتور از منطقه عبور کرد و ویرانی به جا گذاشت.

she felt like a decimator in her competitive sport.

او احساس کرد که در ورزش رقابتی خود یک دسیماتور است.

the new policy acted as a decimator of small businesses.

سیاست جدید به عنوان یک دسیماتور کسب و کارهای کوچک عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید